rewinds

[ایالات متحده]/rɪˈwaɪndz/
[بریتانیا]/rɪˈwaɪndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع rewind، اشاره به عمل معکوس کردن یک فیلم یا نوار
v. شخص سوم مفرد rewind، به معنی معکوس کردن یک فیلم یا نوار

عبارات و ترکیب‌ها

time rewinds

زمان به عقب برمی‌گردد

rewinds memories

خاطرات را به عقب بازمی‌گرداند

rewinds tape

نوار را به عقب بازمی‌گرداند

rewinds clock

ساعت را به عقب بازمی‌گرداند

rewinds story

داستان را به عقب بازمی‌گرداند

rewinds film

فیلم را به عقب بازمی‌گرداند

rewinds events

رویدادها را به عقب بازمی‌گرداند

rewinds history

تاریخ را به عقب بازمی‌گرداند

rewinds time

زمان را به عقب بازمی‌گرداند

rewinds music

موسیقی را به عقب بازمی‌گرداند

جملات نمونه

the film rewinds to show the main character's past.

فیلم به عقب برمی‌گردد تا گذشته شخصیت اصلی را نشان دهد.

he rewinds the tape to listen to the song again.

او دوباره برای گوش دادن به آهنگ، نوار را به عقب می‌پیچاند.

she rewinds the video to catch what she missed.

او ویدیو را به عقب می‌پیچاند تا چیزی را که از دست داده، ببیند.

the player rewinds automatically after finishing.

بازیکن پس از اتمام به طور خودکار به عقب برمی‌گردد.

he rewinds the clock to remember the good times.

او ساعت را به عقب می‌پیچاند تا اوقات خوب را به یاد بیاورد.

the story rewinds to reveal the hidden truth.

داستان به عقب برمی‌گردد تا حقیقت پنهان را آشکار کند.

she often rewinds her favorite scenes in movies.

او اغلب صحنه‌های مورد علاقه خود را در فیلم‌ها به عقب می‌پیچاند.

the audio rewinds to the beginning of the track.

صدا به ابتدای آهنگ بازمی‌گردد.

he rewinds his memories to relive the moment.

او خاطراتش را به عقب می‌پیچاند تا آن لحظه را دوباره تجربه کند.

the story rewinds and shows a different perspective.

داستان به عقب برمی‌گردد و دیدگاهی متفاوت نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید