rhinorrhea

[ایالات متحده]/ˌraɪ.nəˈrɪə/
[بریتانیا]/ˌraɪ.nəˈrɪə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترشح بیش از حد مخاط از بینی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

chronic rhinorrhea

رینوزهی مزمن

acute rhinorrhea

رینوزهی حاد

rhinorrhea treatment

درمان رینوزهی

seasonal rhinorrhea

رینوزهی فصلی

rhinorrhea symptoms

علائم رینوزهی

postnasal rhinorrhea

رینوزهی پس از بینی

rhinorrhea causes

علت رینوزهی

rhinorrhea management

مدیریت رینوزهی

rhinorrhea complications

عوارض رینوزهی

rhinorrhea relief

تسکین رینوزهی

جملات نمونه

rhinorrhea is a common symptom of allergies.

آب‌ریزش بینی یک علامت شایع آلرژی است.

she experienced rhinorrhea during the cold season.

او در طول فصل سرما به آب‌ریزش بینی دچار شد.

rhinorrhea can be caused by various infections.

آب‌ریزش بینی می‌تواند ناشی از عفونت‌های مختلف باشد.

he used a tissue to wipe away his rhinorrhea.

او از دستمال کاغذی برای پاک کردن آب‌ریزش بینی خود استفاده کرد.

rhinorrhea often accompanies a runny nose.

آب‌ریزش بینی اغلب با آبریزش بینی همراه است.

doctors recommend antihistamines for rhinorrhea relief.

پزشکان برای تسکین آب‌ریزش بینی آنتی‌هیستامین‌ها را توصیه می‌کنند.

children frequently suffer from rhinorrhea during flu season.

کودکان اغلب در طول فصل آنفولانزا به آب‌ریزش بینی دچار می‌شوند.

chronic rhinorrhea may require medical evaluation.

آب‌ریزش بینی مزمن ممکن است نیاز به ارزیابی پزشکی داشته باشد.

she felt embarrassed by her persistent rhinorrhea.

او به دلیل آب‌ریزش بینی مداوم خود احساس شرمندگی کرد.

rhinorrhea can sometimes indicate a more serious condition.

آب‌ریزش بینی گاهی اوقات می‌تواند نشانه‌ای از یک وضعیت جدی‌تر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید