rhombic

[ایالات متحده]/ˈrɒmbɪk/
[بریتانیا]/ˈrɑːmbɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای شکل لوزی؛ مربوط به لوزی یا لوزی‌گون؛ عمود بر سیستم‌های بلوری

عبارات و ترکیب‌ها

rhombic shape

شکل لوزی

rhombic lattice

شبکه لوزی

rhombic prism

پریزم لوزی

rhombic structure

ساختار لوزی

rhombic angle

زاویه لوزی

rhombic system

سیستم لوزی

rhombic graph

گراف لوزی

rhombic unit

واحد لوزی

rhombic faces

وجه‌های لوزی

rhombic network

شبکه لوزی

جملات نمونه

the rhombic shape is commonly found in nature.

شکل لوزی به طور معمول در طبیعت یافت می‌شود.

he designed a rhombic pattern for the new wallpaper.

او یک الگوی لوزی برای کاغذ دیواری جدید طراحی کرد.

the rhombic crystal structure has unique properties.

ساختار بلوری لوزی دارای خواص منحصر به فردی است.

we learned how to calculate the area of a rhombic figure.

ما یاد گرفتیم چگونه مساحت یک شکل لوزی را محاسبه کنیم.

her painting featured a rhombic motif that stood out.

نقاشی او دارای یک نقش لوزی بود که برجسته بود.

the architect used rhombic shapes to enhance the building's design.

معمار از اشکال لوزی برای بهبود طراحی ساختمان استفاده کرد.

in geometry, a rhombic prism is an interesting shape.

در هندسه، منشور لوزی یک شکل جالب است.

they created a rhombic tiling pattern for the floor.

آنها یک الگوی موزاییکی لوزی برای کف ایجاد کردند.

the rhombic dodecahedron is a fascinating polyhedron.

دوازده‌وجهی لوزی یک چندوجهی جذاب است.

she arranged the flowers in a rhombic formation.

او گل‌ها را به شکل لوزی مرتب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید