ricking good
خوب ریکنگ
ricking around
دور ریکنگ
ricking off
خاموش ریکنگ
ricking up
بالا ریکنگ
ricking out
بیرون ریکنگ
ricking it
آن را ریکنگ
ricking down
پایین ریکنگ
ricking back
پس ریکنگ
ricking away
دور ریکنگ
ricking through
درون ریکنگ
ricking the box made it easier to carry.
انتقال جعبه باعث آسانتر شدن حمل آن شد.
he was ricking the logs to build a fire.
او داشت چوبها را برای روشن کردن آتش جابجا میکرد.
ricking the car up the hill was challenging.
بالا بردن ماشین از تپه چالشبرانگیز بود.
she was ricking the furniture to rearrange the room.
او داشت مبلمان را جابجا میکرد تا اتاق را دوباره بچیند.
the team was ricking the supplies for the event.
تیم داشت وسایل مورد نیاز برای رویداد را جابجا میکرد.
ricking the heavy bags was exhausting.
جابجا کردن کیسههای سنگین خستهکننده بود.
they were ricking the equipment onto the truck.
آنها داشتند تجهیزات را به کامیون منتقل میکردند.
ricking the stones was necessary for the garden project.
جابجا کردن سنگها برای پروژه باغ ضروری بود.
he enjoyed ricking the old books from the shelf.
او از جابجا کردن کتابهای قدیمی از قفسه لذت میبرد.
ricking the plants into larger pots helped them grow.
جابجا کردن گیاهان در گلدانهای بزرگتر به رشد آنها کمک کرد.
ricking good
خوب ریکنگ
ricking around
دور ریکنگ
ricking off
خاموش ریکنگ
ricking up
بالا ریکنگ
ricking out
بیرون ریکنگ
ricking it
آن را ریکنگ
ricking down
پایین ریکنگ
ricking back
پس ریکنگ
ricking away
دور ریکنگ
ricking through
درون ریکنگ
ricking the box made it easier to carry.
انتقال جعبه باعث آسانتر شدن حمل آن شد.
he was ricking the logs to build a fire.
او داشت چوبها را برای روشن کردن آتش جابجا میکرد.
ricking the car up the hill was challenging.
بالا بردن ماشین از تپه چالشبرانگیز بود.
she was ricking the furniture to rearrange the room.
او داشت مبلمان را جابجا میکرد تا اتاق را دوباره بچیند.
the team was ricking the supplies for the event.
تیم داشت وسایل مورد نیاز برای رویداد را جابجا میکرد.
ricking the heavy bags was exhausting.
جابجا کردن کیسههای سنگین خستهکننده بود.
they were ricking the equipment onto the truck.
آنها داشتند تجهیزات را به کامیون منتقل میکردند.
ricking the stones was necessary for the garden project.
جابجا کردن سنگها برای پروژه باغ ضروری بود.
he enjoyed ricking the old books from the shelf.
او از جابجا کردن کتابهای قدیمی از قفسه لذت میبرد.
ricking the plants into larger pots helped them grow.
جابجا کردن گیاهان در گلدانهای بزرگتر به رشد آنها کمک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید