ricking

[ایالات متحده]/'rɪkɪŋ/
[بریتانیا]/'rɪkɪŋ/

ترجمه

v. عمل انباشتن یا تلنبار کردن (مانند کاه یا کاه)

عبارات و ترکیب‌ها

ricking good

خوب ریکنگ

ricking around

دور ریکنگ

ricking off

خاموش ریکنگ

ricking up

بالا ریکنگ

ricking out

بیرون ریکنگ

ricking it

آن را ریکنگ

ricking down

پایین ریکنگ

ricking back

پس ریکنگ

ricking away

دور ریکنگ

ricking through

درون ریکنگ

جملات نمونه

ricking the box made it easier to carry.

انتقال جعبه باعث آسان‌تر شدن حمل آن شد.

he was ricking the logs to build a fire.

او داشت چوب‌ها را برای روشن کردن آتش جابجا می‌کرد.

ricking the car up the hill was challenging.

بالا بردن ماشین از تپه چالش‌برانگیز بود.

she was ricking the furniture to rearrange the room.

او داشت مبلمان را جابجا می‌کرد تا اتاق را دوباره بچیند.

the team was ricking the supplies for the event.

تیم داشت وسایل مورد نیاز برای رویداد را جابجا می‌کرد.

ricking the heavy bags was exhausting.

جابجا کردن کیسه‌های سنگین خسته‌کننده بود.

they were ricking the equipment onto the truck.

آنها داشتند تجهیزات را به کامیون منتقل می‌کردند.

ricking the stones was necessary for the garden project.

جابجا کردن سنگ‌ها برای پروژه باغ ضروری بود.

he enjoyed ricking the old books from the shelf.

او از جابجا کردن کتاب‌های قدیمی از قفسه لذت می‌برد.

ricking the plants into larger pots helped them grow.

جابجا کردن گیاهان در گلدان‌های بزرگتر به رشد آنها کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید