ridger

[ایالات متحده]/ˈrɪdʒə/
[بریتانیا]/ˈrɪdʒər/

ترجمه

n. نوعی گاوآهن که برای ایجاد تپه‌ها در خاک استفاده می‌شود
Word Forms
جمعridgers

جملات نمونه

the farmer used a ridger to create furrows for planting.

کشاورز از یک نواری برای ایجاد شیار برای کاشت استفاده کرد.

after the rain, the ridger helped drain excess water from the field.

پس از باران، نواری به زهکشی آب اضافی از مزرعه کمک کرد.

he adjusted the ridger to suit the soil type.

او نواری را متناسب با نوع خاک تنظیم کرد.

using a ridger can improve crop yield significantly.

استفاده از یک نواری می تواند به طور قابل توجهی عملکرد محصول را بهبود بخشد.

the ridger is essential for effective irrigation management.

نوار برای مدیریت موثر آبیاری ضروری است.

farmers often rely on a ridger for soil preparation.

کشاورزان اغلب برای آماده سازی خاک به یک نوار متکی هستند.

he demonstrated how to operate the ridger properly.

او نحوه استفاده صحیح از نوار را نشان داد.

the new ridger model offers better efficiency.

مدل جدید نوار کارایی بهتری ارائه می دهد.

she learned to use the ridger during her agricultural training.

او در طول آموزش کشاورزی خود نحوه استفاده از نوار را یاد گرفت.

they invested in a ridger to enhance their farming practices.

آنها برای بهبود روش های کشاورزی خود در یک نوار سرمایه گذاری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید