rifling

[ایالات متحده]/ˈraɪflɪŋ/
[بریتانیا]/ˈraɪflɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند ایجاد شیارهای مارپیچ در لوله یک سلاح؛ خود شیارها در لوله یک اسلحه
v. عمل دزدی یا جستجو؛ شکل فعلی حال فعل rifle به معنای شلیک با تفنگ

عبارات و ترکیب‌ها

rifling pattern

الگوی سرنیز

rifling twist

پیچ سرنیز

rifling tool

ابزار سرنیز

rifling depth

عمق سرنیز

rifling gauge

اندازه سرنیز

rifling machine

ماشین سرنیز

rifling process

فرآیند سرنیز

rifling design

طراحی سرنیز

rifling method

روش سرنیز

rifling angle

زاویه سرنیز

جملات نمونه

rifling in a gun barrel improves accuracy.

ریفل (شیار) در لوله تفنگ باعث افزایش دقت می‌شود.

the rifling pattern affects bullet spin.

الگوی ریفل بر چرخش گلوله تأثیر می‌گذارد.

he examined the rifling of the firearm.

او ریفل سلاح گرم را بررسی کرد.

rifling can be found in many types of firearms.

ریفل را می‌توان در بسیاری از انواع سلاح گرم یافت.

understanding rifling is essential for gunsmiths.

درک ریفل برای سلاح‌سازان ضروری است.

the rifling helps stabilize the bullet in flight.

ریفل به تثبیت گلوله در پرواز کمک می‌کند.

different calibers have different rifling specifications.

کالیبرهای مختلف دارای مشخصات ریفل متفاوتی هستند.

rifling can be classified as right-hand or left-hand.

ریفل را می‌توان به راست‌دست یا چپ‌دست طبقه‌بندی کرد.

he learned how to inspect the rifling of a barrel.

او یاد گرفت که چگونه ریفل یک لوله را بررسی کند.

rifling technology has evolved over the years.

فناوری ریفل در طول سال‌ها تکامل یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید