twisting

[ایالات متحده]/twɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درهم تنیدگی; روش چرخش; چرخش; فریب
adj. درهم تنیده; پیچ خورده; چرخشی
v. تشکیل دادن به پیچش ها; حلقه زدن; تاب خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

twisting vines

سرخوردن تاک‌ها

twisting road

جاده پیچ‌دار

twisting hair

پیچ خوردن مو

twisting motion

حرکت پیچشی

twisting plot

پیچش طرح

twisting machine

ماشین پیچ‌ساز

twisting moment

لحظه پیچش

twisting test

آزمون پیچشی

twisting force

نیروی پیچشی

جملات نمونه

twisting wire into a loop.

پیچیدن سیم به شکل حلقه

a day of arm-twisting by government whips.

یک روز فشار و اجبار از سوی مسئولان دولتی

a leisurely meander round the twisting coastline road.

یک گردش آرام و طولانی در امتداد جاده پیچ در پیچ خط ساحلی.

The old peasant is twisting pieces of straw into a rope.

مرد روستایی پیر تکه‌های حصیری را به طناب تبدیل می‌کند.

Those children have been twisting the wreath off again.

آن کودکان دوباره تاج گل را از سرشان جدا کرده‌اند.

the track climbed steeply up a narrow, twisting valley.

مسیر به شدت در امتداد یک دره باریک و پیچ دررو بالا رفت.

the drivers skilfully navigated a twisting and muddy course.

رانندگان با مهارت یک مسیر پیچ در پیچ و گل آلود را هدایت کردند.

he styled her hair by twisting it up to give it body.

او با پیچیدن موهایش به سمت بالا، آن‌ها را حجیم کرد.

I didn't say that!You're twisting my words around!

من نگفتم! داری کلماتم را تحریف می‌کنی!

The course emphasizes on the explanation about the basic principle of the twisting destabilization and the crankle destabilization.

این دوره بر توضیح اصول اولیه بی‌ثباتی پیچشی و بی‌ثباتی کرکل تأکید دارد.

The system can achieve the measurement of temperature, pressure, rotational speed and twisting moment, and prevent the damage of engine and ergograph from faults by the function of alarm processing.

این سیستم می‌تواند اندازه‌گیری دما، فشار، سرعت چرخشی و گشتاور را انجام دهد و با استفاده از عملکرد پردازش هشدار، از آسیب دیدن موتور و ارگروگراف در اثر نقص جلوگیری کند.

The function of analgesia of the Oral Rehydration of Ophidic Distille is tested by the method of twisting the mouse, radiating the mouse, trigeminus electronic of rats.

عملکرد تسکین درد در مورد هیدراتاسیون خوراکی تقطیر افعی با روش پیچاندن موش، تابش دادن موش و الکترونیک تریژمینوس در موش‌ها آزمایش می‌شود.

In this paper,fluid mechanics was applied to analyze the flow field of swirling jet flow and guide the twisting and untwisting of pneumatic splice.

در این مقاله، از مکانیک سیالات برای تجزیه و تحلیل میدان جریان جریان جت گردابی و هدایت پیچش و باز شدن اتصالات پنوماتیک استفاده شد.

He accused me of twisting his words to mean what I wanted them to.

او متهم کرد من را به تحریف کلماتش به گونه‌ای که می‌خواستم.

Crenshaw deciphered the algorithm of the twisting motion, known as helical klinotaxis, and assisted Nekton's team in applying it to the robots, in essence crafting a new guidance technology.

کرنشو الگوریتم حرکت پیچشی، که به عنوان حرکت کلاینوتاکسی مارپیچی شناخته می‌شود، را رمزگشایی کرد و به تیم نکٹن در اعمال آن به ربات‌ها کمک کرد و در واقع یک فناوری هدایت جدید را طراحی کرد.

Based on the comparison, the gap lies in: twisting and setting of both organzine and tram before weaving, scouring and alkali deweighting, and la...

بر اساس مقایسه، شکاف در موارد زیر وجود دارد: پیچاندن و تنظیم هر دو ارگانزین و ترام قبل از بافت، سرکشی و کاهش وزن قلیایی، و لا...

Ceilings and walls meet at unexpected angles, and the doors have been rehung and in some cases reshaped to fit twisting and sagging frames.

سقف‌ها و دیوارها در زوایای غیرمنتظره به هم می‌رسند و در برخی موارد، درها تعویض و مجدداً شکل داده شده‌اند تا با قاب‌های پیچ‌خورده و آویزان مطابقت داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید