rigidifyings

[ایالات متحده]/[rɪ'dʒɪdɪfaɪɪŋz]/
[بریتانیا]/[rɪ'dʒɪdɪfaɪɪŋz]/

ترجمه

v. فرآیند سفت یا ثابت شدن

عبارات و ترکیب‌ها

rigidifyings process

فرآیند سخت‌سازی

rigidifyings effect

اثر سخت‌سازی

rigidifyings agent

عامل سخت‌کننده

rigidifyings method

روش سخت‌سازی

rigidifyings material

مواد سخت‌شونده

rigidifyings phase

فاز سخت‌سازی

rigidifyings technique

تکنیک سخت‌سازی

rigidifyings structure

ساختار سخت‌شده

rigidifyings temperature

دمای سخت‌سازی

rigidifyings application

کاربرد سخت‌سازی

جملات نمونه

the process of rigidifyings can lead to unexpected outcomes.

فرآیندها و سخت‌شدگی‌ها می‌توانند منجر به نتایج غیرمنتظره شوند.

rigidifyings in the structure improved its stability.

سخت‌شدگی در ساختار باعث بهبود پایداری آن شد.

scientists study the rigidifyings of materials under stress.

دانشمندان رفتار سخت‌شدگی مواد تحت فشار را مطالعه می‌کنند.

the rigidifyings of policies can hinder innovation.

سخت‌شدگی سیاست‌ها می‌تواند مانع نوآوری شود.

rigidifyings in the market can affect consumer behavior.

سخت‌شدگی در بازار می‌تواند بر رفتار مصرف‌کننده تأثیر بگذارد.

understanding the rigidifyings of social norms is crucial.

درک سخت‌شدگی هنجارهای اجتماعی بسیار مهم است.

rigidifyings in the legal system can create barriers.

سخت‌شدگی در سیستم حقوقی می‌تواند موانعی ایجاد کند.

they are researching the rigidifyings of proteins.

آنها در حال تحقیق در مورد سخت‌شدگی پروتئین‌ها هستند.

rigidifyings in educational methods can limit creativity.

سخت‌شدگی در روش‌های آموزشی می‌تواند خلاقیت را محدود کند.

the rigidifyings of cultural practices can lead to conflicts.

سخت‌شدگی شیوه‌های فرهنگی می‌تواند منجر به درگیری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید