academic rigors
سختی های علمی
rigors of life
سختی های زندگی
rigors of training
سختی های آموزش
rigors of winter
سختی های زمستان
rigors of education
سختی های تحصیلات
rigors of war
سختی های جنگ
rigors of nature
سختی های طبیعت
rigors of competition
سختی های رقابت
rigors of research
سختی های تحقیق
rigors of duty
سختی های وظیفه
she faced the rigors of military training with determination.
او با عزمی راسخ با سختی های آموزش نظامی روبرو شد.
the rigors of academic life can be overwhelming.
سختی های زندگی دانشگاهی می تواند طاقت فرسا باشد.
he prepared himself for the rigors of the marathon.
او خود را برای سختی های ماراتن آماده کرد.
students must adapt to the rigors of college coursework.
دانشجویان باید خود را با سختی های دروس دانشگاهی تطبیق دهند.
the rigors of winter travel require careful planning.
سختی های سفر زمستانی نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.
she thrived under the rigors of competitive sports.
او در زیر فشار مسابقات ورزشی موفق عمل کرد.
the rigors of the job can take a toll on one's health.
سختی های شغل می تواند بر سلامتی فرد تأثیر بگذارد.
he learned to endure the rigors of remote expeditions.
او یاد گرفت که سختی های سفرهای دورافتاده را تحمل کند.
the rigors of the training program were intense.
سختی های برنامه آموزشی شدید بود.
she embraced the rigors of her new role at work.
او سختی های نقش جدید خود در محل کار را پذیرفت.
academic rigors
سختی های علمی
rigors of life
سختی های زندگی
rigors of training
سختی های آموزش
rigors of winter
سختی های زمستان
rigors of education
سختی های تحصیلات
rigors of war
سختی های جنگ
rigors of nature
سختی های طبیعت
rigors of competition
سختی های رقابت
rigors of research
سختی های تحقیق
rigors of duty
سختی های وظیفه
she faced the rigors of military training with determination.
او با عزمی راسخ با سختی های آموزش نظامی روبرو شد.
the rigors of academic life can be overwhelming.
سختی های زندگی دانشگاهی می تواند طاقت فرسا باشد.
he prepared himself for the rigors of the marathon.
او خود را برای سختی های ماراتن آماده کرد.
students must adapt to the rigors of college coursework.
دانشجویان باید خود را با سختی های دروس دانشگاهی تطبیق دهند.
the rigors of winter travel require careful planning.
سختی های سفر زمستانی نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.
she thrived under the rigors of competitive sports.
او در زیر فشار مسابقات ورزشی موفق عمل کرد.
the rigors of the job can take a toll on one's health.
سختی های شغل می تواند بر سلامتی فرد تأثیر بگذارد.
he learned to endure the rigors of remote expeditions.
او یاد گرفت که سختی های سفرهای دورافتاده را تحمل کند.
the rigors of the training program were intense.
سختی های برنامه آموزشی شدید بود.
she embraced the rigors of her new role at work.
او سختی های نقش جدید خود در محل کار را پذیرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید