rigors

[ایالات متحده]/ˈrɪɡəz/
[بریتانیا]/ˈrɪɡərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سختی یا شدت؛ شرایط سخت؛ دقت یا صحت؛ سفتی بدن به دلیل شوک یا مسمومیت

عبارات و ترکیب‌ها

academic rigors

سختی های علمی

rigors of life

سختی های زندگی

rigors of training

سختی های آموزش

rigors of winter

سختی های زمستان

rigors of education

سختی های تحصیلات

rigors of war

سختی های جنگ

rigors of nature

سختی های طبیعت

rigors of competition

سختی های رقابت

rigors of research

سختی های تحقیق

rigors of duty

سختی های وظیفه

جملات نمونه

she faced the rigors of military training with determination.

او با عزمی راسخ با سختی های آموزش نظامی روبرو شد.

the rigors of academic life can be overwhelming.

سختی های زندگی دانشگاهی می تواند طاقت فرسا باشد.

he prepared himself for the rigors of the marathon.

او خود را برای سختی های ماراتن آماده کرد.

students must adapt to the rigors of college coursework.

دانشجویان باید خود را با سختی های دروس دانشگاهی تطبیق دهند.

the rigors of winter travel require careful planning.

سختی های سفر زمستانی نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

she thrived under the rigors of competitive sports.

او در زیر فشار مسابقات ورزشی موفق عمل کرد.

the rigors of the job can take a toll on one's health.

سختی های شغل می تواند بر سلامتی فرد تأثیر بگذارد.

he learned to endure the rigors of remote expeditions.

او یاد گرفت که سختی های سفرهای دورافتاده را تحمل کند.

the rigors of the training program were intense.

سختی های برنامه آموزشی شدید بود.

she embraced the rigors of her new role at work.

او سختی های نقش جدید خود در محل کار را پذیرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید