ringsider seat
صندلی کنار رینگ
ringsider view
نمای کنار رینگ
ringsider ticket
بلیط کنار رینگ
ringsider experience
تجربه کنار رینگ
ringsider access
دسترسی کنار رینگ
ringsider action
کنش کنار رینگ
ringsider crowd
جمعیت کنار رینگ
ringsider atmosphere
فضای کنار رینگ
ringsider fan
هوادار کنار رینگ
ringsider excitement
هیجان کنار رینگ
the ringsider had the best view of the boxing match.
تماشاگر کنار رینگ، بهترین دید را از مسابقه بوکس داشت.
as a ringsider, she cheered loudly for her favorite fighter.
به عنوان یک تماشاگر کنار رینگ، او با صدای بلند برای مبارز مورد علاقه خود تشویق کرد.
ringsiders often get to meet the fighters after the match.
تماشاگران کنار رینگ اغلب فرصت ملاقات با مبارزان پس از مسابقه را دارند.
the ringsider's excitement was contagious during the final round.
هیجان تماشاگر کنار رینگ در دور آخر مسری بود.
many ringsiders wear merchandise to support their favorite team.
بسیاری از تماشاگران کنار رینگ لباسهای تیم مورد علاقه خود را به نشانه حمایت میپوشند.
the ringsider captured every moment with their camera.
تماشاگر کنار رینگ با دوربین خود هر لحظه را ثبت کرد.
ringsiders often discuss strategies during the fight.
تماشاگران کنار رینگ اغلب در طول مسابقه در مورد استراتژیها بحث میکنند.
being a ringsider means being part of the action.
تماشاگر بودن کنار رینگ به معنای بخشی از هیجان بودن است.
the ringsider's enthusiasm added to the atmosphere of the event.
اشتیاق تماشاگر کنار رینگ به فضای رویداد افزود.
she dreamed of being a ringsider at the championship fight.
او رویای نشستن در کنار رینگ در مسابقه قهرمانی را داشت.
ringsider seat
صندلی کنار رینگ
ringsider view
نمای کنار رینگ
ringsider ticket
بلیط کنار رینگ
ringsider experience
تجربه کنار رینگ
ringsider access
دسترسی کنار رینگ
ringsider action
کنش کنار رینگ
ringsider crowd
جمعیت کنار رینگ
ringsider atmosphere
فضای کنار رینگ
ringsider fan
هوادار کنار رینگ
ringsider excitement
هیجان کنار رینگ
the ringsider had the best view of the boxing match.
تماشاگر کنار رینگ، بهترین دید را از مسابقه بوکس داشت.
as a ringsider, she cheered loudly for her favorite fighter.
به عنوان یک تماشاگر کنار رینگ، او با صدای بلند برای مبارز مورد علاقه خود تشویق کرد.
ringsiders often get to meet the fighters after the match.
تماشاگران کنار رینگ اغلب فرصت ملاقات با مبارزان پس از مسابقه را دارند.
the ringsider's excitement was contagious during the final round.
هیجان تماشاگر کنار رینگ در دور آخر مسری بود.
many ringsiders wear merchandise to support their favorite team.
بسیاری از تماشاگران کنار رینگ لباسهای تیم مورد علاقه خود را به نشانه حمایت میپوشند.
the ringsider captured every moment with their camera.
تماشاگر کنار رینگ با دوربین خود هر لحظه را ثبت کرد.
ringsiders often discuss strategies during the fight.
تماشاگران کنار رینگ اغلب در طول مسابقه در مورد استراتژیها بحث میکنند.
being a ringsider means being part of the action.
تماشاگر بودن کنار رینگ به معنای بخشی از هیجان بودن است.
the ringsider's enthusiasm added to the atmosphere of the event.
اشتیاق تماشاگر کنار رینگ به فضای رویداد افزود.
she dreamed of being a ringsider at the championship fight.
او رویای نشستن در کنار رینگ در مسابقه قهرمانی را داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید