ripping sound
صدای پاره شدن
ripping off
پاره کردن
ripping apart
از هم جدا کردن
ripping through
شکافتن
rip off
کلاهبرداری
let rip
آزاد کردن
rip out
بیرون انداختن
rip up
پاره کردن
let it rip
آزادش کن
had a ripping time at the party.
در مهمانی خوش گذشت.
she's going to have a ripping time.
او هم خوش خواهد گذشت.
With respect to problem of ripping, the arm lifting horizontality is standard.
در رابطه با مشکل پارگی، افقی بودن بالابر بازو استاندارد است.
the capper was him accusing her of ripping off his car.
نکته پایانی این بود که او متهم کرد او ماشینش را دزدیده است.
A special news program exposed underhanded auto repair shops that are ripping off senior citizens.
یک برنامه خبری ویژه، تعمیرگاههای خودروی زیر دست را که از شهروندان مسن سوء استفاده میکنند، افشا کرد.
He was ripping apart the old newspapers.
او داشت روزنامه های قدیمی را پاره می کرد.
The sound of ripping paper filled the room.
صدای پاره شدن کاغذ اتاق را پر کرد.
She was ripping through her suitcase looking for her passport.
او داشت چمدان خود را زیر و رو می کرد تا پاسپورتش را پیدا کند.
The ripping wind made it hard to walk outside.
باد شدید راه رفتن در بیرون را دشوار می کرد.
The ripping sound of the guitar solo captivated the audience.
صدای گوشخارش سولو گیتار مخاطبان را مجذوب خود کرد.
He was ripping off customers with overpriced products.
او با محصولات گران قیمت مشتریان را فریب می داد.
The ripping noise coming from the engine indicated a serious problem.
صدای گوشخارش از موتور نشان دهنده یک مشکل جدی بود.
She was ripping out pages from her notebook in frustration.
او با ناامیدی صفحات را از دفترچه یادداشت خود جدا کرد.
The ripping motion of the dancer's performance was mesmerizing.
حرکات سریع رقصنده مسحور کننده بود.
The ripping sensation in her chest made her gasp for breath.
احساس درد در قفسه سینه باعث شد او برای نفس کشیدن به صدا درآورد.
ripping sound
صدای پاره شدن
ripping off
پاره کردن
ripping apart
از هم جدا کردن
ripping through
شکافتن
rip off
کلاهبرداری
let rip
آزاد کردن
rip out
بیرون انداختن
rip up
پاره کردن
let it rip
آزادش کن
had a ripping time at the party.
در مهمانی خوش گذشت.
she's going to have a ripping time.
او هم خوش خواهد گذشت.
With respect to problem of ripping, the arm lifting horizontality is standard.
در رابطه با مشکل پارگی، افقی بودن بالابر بازو استاندارد است.
the capper was him accusing her of ripping off his car.
نکته پایانی این بود که او متهم کرد او ماشینش را دزدیده است.
A special news program exposed underhanded auto repair shops that are ripping off senior citizens.
یک برنامه خبری ویژه، تعمیرگاههای خودروی زیر دست را که از شهروندان مسن سوء استفاده میکنند، افشا کرد.
He was ripping apart the old newspapers.
او داشت روزنامه های قدیمی را پاره می کرد.
The sound of ripping paper filled the room.
صدای پاره شدن کاغذ اتاق را پر کرد.
She was ripping through her suitcase looking for her passport.
او داشت چمدان خود را زیر و رو می کرد تا پاسپورتش را پیدا کند.
The ripping wind made it hard to walk outside.
باد شدید راه رفتن در بیرون را دشوار می کرد.
The ripping sound of the guitar solo captivated the audience.
صدای گوشخارش سولو گیتار مخاطبان را مجذوب خود کرد.
He was ripping off customers with overpriced products.
او با محصولات گران قیمت مشتریان را فریب می داد.
The ripping noise coming from the engine indicated a serious problem.
صدای گوشخارش از موتور نشان دهنده یک مشکل جدی بود.
She was ripping out pages from her notebook in frustration.
او با ناامیدی صفحات را از دفترچه یادداشت خود جدا کرد.
The ripping motion of the dancer's performance was mesmerizing.
حرکات سریع رقصنده مسحور کننده بود.
The ripping sensation in her chest made her gasp for breath.
احساس درد در قفسه سینه باعث شد او برای نفس کشیدن به صدا درآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید