ritualist practices
شیوه های انجام مراسم
ritualist beliefs
اعتقادات انجامدهندگان مراسم
ritualist traditions
رسوم و سنتهای انجامدهندگان مراسم
ritualist community
جامعهی انجامدهندگان مراسم
ritualist role
نقش انجامدهندگان مراسم
ritualist symbolism
نمادگرایی انجامدهندگان مراسم
ritualist leader
رهبر انجامدهندگان مراسم
ritualist ceremony
مراسم انجامدهندگان مراسم
ritualist philosophy
فلسفه انجامدهندگان مراسم
the ritualist performed the ancient ceremony with great reverence.
اجرا کننده مناسک، مراسم باستانی را با احترام فراوان انجام داد.
many people believe that a ritualist can connect them with their ancestors.
بسیاری از مردم معتقدند که یک اجرا کننده مناسک میتواند آنها را با اجدادشان ارتباط دهد.
the ritualist explained the significance of each step in the process.
اجرا کننده مناسک اهمیت هر مرحله از روند را توضیح داد.
as a ritualist, she dedicated her life to preserving cultural traditions.
به عنوان یک اجرا کننده مناسک، او زندگی خود را وقف حفظ سنتهای فرهنگی کرد.
the community sought the wisdom of a ritualist for their festival.
جامعه برای جشنواره خود به دنبال خرد یک اجرا کننده مناسک بود.
the ritualist used various symbols to enhance the spiritual experience.
اجرا کننده مناسک از نمادهای مختلف برای افزایش تجربه معنوی استفاده کرد.
people gathered around the ritualist to witness the sacred rites.
افراد برای دیدن مناسک مقدس دور اجرا کننده مناسک جمع شدند.
in her role as a ritualist, she guided the participants through the rituals.
در نقش او به عنوان یک اجرا کننده مناسک، او راهنمایی شرکت کنندگان در مناسک بود.
the ritualist's presence brought a sense of calm to the event.
حضور اجرا کننده مناسک حسی از آرامش را به رویداد آورد.
many cultures have a designated ritualist for important life events.
فرهنگهای بسیاری یک اجرا کننده مناسک تعیین شده برای رویدادهای مهم زندگی دارند.
ritualist practices
شیوه های انجام مراسم
ritualist beliefs
اعتقادات انجامدهندگان مراسم
ritualist traditions
رسوم و سنتهای انجامدهندگان مراسم
ritualist community
جامعهی انجامدهندگان مراسم
ritualist role
نقش انجامدهندگان مراسم
ritualist symbolism
نمادگرایی انجامدهندگان مراسم
ritualist leader
رهبر انجامدهندگان مراسم
ritualist ceremony
مراسم انجامدهندگان مراسم
ritualist philosophy
فلسفه انجامدهندگان مراسم
the ritualist performed the ancient ceremony with great reverence.
اجرا کننده مناسک، مراسم باستانی را با احترام فراوان انجام داد.
many people believe that a ritualist can connect them with their ancestors.
بسیاری از مردم معتقدند که یک اجرا کننده مناسک میتواند آنها را با اجدادشان ارتباط دهد.
the ritualist explained the significance of each step in the process.
اجرا کننده مناسک اهمیت هر مرحله از روند را توضیح داد.
as a ritualist, she dedicated her life to preserving cultural traditions.
به عنوان یک اجرا کننده مناسک، او زندگی خود را وقف حفظ سنتهای فرهنگی کرد.
the community sought the wisdom of a ritualist for their festival.
جامعه برای جشنواره خود به دنبال خرد یک اجرا کننده مناسک بود.
the ritualist used various symbols to enhance the spiritual experience.
اجرا کننده مناسک از نمادهای مختلف برای افزایش تجربه معنوی استفاده کرد.
people gathered around the ritualist to witness the sacred rites.
افراد برای دیدن مناسک مقدس دور اجرا کننده مناسک جمع شدند.
in her role as a ritualist, she guided the participants through the rituals.
در نقش او به عنوان یک اجرا کننده مناسک، او راهنمایی شرکت کنندگان در مناسک بود.
the ritualist's presence brought a sense of calm to the event.
حضور اجرا کننده مناسک حسی از آرامش را به رویداد آورد.
many cultures have a designated ritualist for important life events.
فرهنگهای بسیاری یک اجرا کننده مناسک تعیین شده برای رویدادهای مهم زندگی دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید