roadworks

[ایالات متحده]/'rəʊdwɜːk/
[بریتانیا]/'rodwɝks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمرین دویدن مسافت طولانی

جملات نمونه

The roadworks are slowing the traffic up in the mornings.

کارهای جاده‌ای باعث کاهش سرعت ترافیک در صبح‌ها می‌شوند.

the orange light resolved itself into four roadwork lanterns.

نور نارنجی به چهار فانوس ساختمانی جاده تبدیل شد.

I see/hear there are roadworks in the street again.

می‌بینم/می‌شنوم که دوباره کارهای جاده‌ای در خیابان وجود دارد.

Roadworks are causing bottlenecks in the city centre.

کارهای جاده‌ای باعث ایجاد گلوگاه در مرکز شهر شده‌اند.

while driving in London I was sent crazy by roadworks and closed bridges.

در حین رانندگی در لندن، کارهای جاده‌ای و پل‌های بسته مرا دیوانه کردند.

Who enjoys driving to work with the constant traffic jams, roadworks and the impatient hooting of white-van man?

چه کسی از رانندگی به محل کار با ترافیک سنگین دائمی، تعمیرات جاده و بوق های بی صبرانه مرد ون سفید لذت می برد؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید