roans of joy
شوق شادی
roans of pain
شوق درد
roans in distress
شوق در عذاب
roans of despair
شوق ناامیدی
roans of pleasure
شوق لذت
roans of laughter
شوق خنده
roans of relief
شوق آسایش
roans of discontent
شوق نارضایتی
roans of anguish
شوق رنج
roans of defeat
شوق شکست
the roans galloped across the field.
اسبهای رنگ بافت در سراسر زمین به سرعت میتاختند.
she admired the beauty of the roans.
او به زیبایی اسبهای رنگ بافت علاقه داشت.
the farmer raised several roans on his farm.
کشاورز چندین اسب رنگ بافت را در مزرعه خود پرورش میداد.
roans are known for their distinctive coat color.
اسبهای رنگ بافت به دلیل رنگ پوشش متمایز خود شناخته شدهاند.
he trained the roans for the upcoming competition.
او اسبهای رنگ بافت را برای مسابقه آینده آموزش داد.
roans can be very gentle and friendly.
اسبهای رنگ بافت میتوانند بسیار ملایم و دوستانه باشند.
the roans were a favorite among the children.
اسبهای رنگ بافت مورد علاقه کودکان بودند.
she took great care of her roans.
او از اسبهای رنگ بافت خود بسیار مراقبت میکرد.
roans often participate in local shows.
اسبهای رنگ بافت اغلب در نمایشگاههای محلی شرکت میکنند.
the beauty of the roans captivated everyone.
زیبایی اسبهای رنگ بافت همه را مجذوب خود کرد.
roans of joy
شوق شادی
roans of pain
شوق درد
roans in distress
شوق در عذاب
roans of despair
شوق ناامیدی
roans of pleasure
شوق لذت
roans of laughter
شوق خنده
roans of relief
شوق آسایش
roans of discontent
شوق نارضایتی
roans of anguish
شوق رنج
roans of defeat
شوق شکست
the roans galloped across the field.
اسبهای رنگ بافت در سراسر زمین به سرعت میتاختند.
she admired the beauty of the roans.
او به زیبایی اسبهای رنگ بافت علاقه داشت.
the farmer raised several roans on his farm.
کشاورز چندین اسب رنگ بافت را در مزرعه خود پرورش میداد.
roans are known for their distinctive coat color.
اسبهای رنگ بافت به دلیل رنگ پوشش متمایز خود شناخته شدهاند.
he trained the roans for the upcoming competition.
او اسبهای رنگ بافت را برای مسابقه آینده آموزش داد.
roans can be very gentle and friendly.
اسبهای رنگ بافت میتوانند بسیار ملایم و دوستانه باشند.
the roans were a favorite among the children.
اسبهای رنگ بافت مورد علاقه کودکان بودند.
she took great care of her roans.
او از اسبهای رنگ بافت خود بسیار مراقبت میکرد.
roans often participate in local shows.
اسبهای رنگ بافت اغلب در نمایشگاههای محلی شرکت میکنند.
the beauty of the roans captivated everyone.
زیبایی اسبهای رنگ بافت همه را مجذوب خود کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید