roans

[ایالات متحده]/rəʊnz/
[بریتانیا]/roʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسب‌های سیاه و سفید یا قهوه‌ای و سفید

عبارات و ترکیب‌ها

roans of joy

شوق شادی

roans of pain

شوق درد

roans in distress

شوق در عذاب

roans of despair

شوق ناامیدی

roans of pleasure

شوق لذت

roans of laughter

شوق خنده

roans of relief

شوق آسایش

roans of discontent

شوق نارضایتی

roans of anguish

شوق رنج

roans of defeat

شوق شکست

جملات نمونه

the roans galloped across the field.

اسب‌های رنگ بافت در سراسر زمین به سرعت می‌تاختند.

she admired the beauty of the roans.

او به زیبایی اسب‌های رنگ بافت علاقه داشت.

the farmer raised several roans on his farm.

کشاورز چندین اسب رنگ بافت را در مزرعه خود پرورش می‌داد.

roans are known for their distinctive coat color.

اسب‌های رنگ بافت به دلیل رنگ پوشش متمایز خود شناخته شده‌اند.

he trained the roans for the upcoming competition.

او اسب‌های رنگ بافت را برای مسابقه آینده آموزش داد.

roans can be very gentle and friendly.

اسب‌های رنگ بافت می‌توانند بسیار ملایم و دوستانه باشند.

the roans were a favorite among the children.

اسب‌های رنگ بافت مورد علاقه کودکان بودند.

she took great care of her roans.

او از اسب‌های رنگ بافت خود بسیار مراقبت می‌کرد.

roans often participate in local shows.

اسب‌های رنگ بافت اغلب در نمایشگاه‌های محلی شرکت می‌کنند.

the beauty of the roans captivated everyone.

زیبایی اسب‌های رنگ بافت همه را مجذوب خود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید