roboticist

[ایالات متحده]/rəʊˈbɒtɪsɪst/
[بریتانیا]/roʊˈbɑːtɪsɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک متخصص در رباتیک

عبارات و ترکیب‌ها

expert roboticist

رباتیک‌دان متخصص

roboticist career

مسیر شغلی رباتیک‌دان

roboticist research

تحقیقات رباتیک‌دان

female roboticist

رباتیک‌دان زن

roboticist conference

کنفرانس رباتیک‌دان

leading roboticist

رباتیک‌دان پیشرو

roboticist team

تیم رباتیک‌دان

roboticist skills

مهارت‌های رباتیک‌دان

young roboticist

رباتیک‌دان جوان

roboticist project

پروژه رباتیک‌دان

جملات نمونه

she wants to become a roboticist in the future.

او می‌خواهد در آینده یک رباتیکار شود.

the roboticist presented her latest invention at the conference.

رباتیکار آخرین اختراع خود را در کنفرانس ارائه کرد.

many roboticists are working on improving ai technology.

بسیاری از رباتیکارها در حال کار بر روی بهبود فناوری هوش مصنوعی هستند.

he studied engineering to become a roboticist.

او برای تبدیل شدن به یک رباتیکار مهندسی خواند.

the roboticist collaborated with other scientists on the project.

رباتیکار با دانشمندان دیگر در این پروژه همکاری کرد.

roboticists are essential for advancing automation in industries.

رباتیکارها برای پیشبرد اتوماسیون در صنایع ضروری هستند.

she admires the work of famous roboticists around the world.

او به کار رباتیکاران مشهور در سراسر جهان احترام می‌گذارد.

becoming a roboticist requires a lot of dedication and skill.

تبدیل شدن به یک رباتیکار نیاز به تعهد و مهارت زیادی دارد.

the roboticist is known for her innovative designs.

رباتیکار به خاطر طرح‌های نوآورانه خود شناخته می‌شود.

roboticists often work in teams to solve complex problems.

رباتیکارها اغلب در تیم‌ها برای حل مشکلات پیچیده کار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید