rocked

[ایالات متحده]/rɒkt/
[بریتانیا]/rɑːkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به جلو و عقب نوسان کردن؛ شوک دادن یا باعث لرزش شدن

عبارات و ترکیب‌ها

rocked the stage

اجرا را به هم ریخت

rocked my world

جهان من را به هم ریخت

rocked the boat

آرامش را به هم ریخت

rocked out loud

با صدای بلند راک کرد

rocked the crowd

مخاطبان را به هیجان درآورد

rocked the house

خانه را به هم ریخت

rocked with joy

از شادی به هم ریخت

rocked the party

مهمانی را به هم ریخت

rocked the night

شب را به هم ریخت

rocked the show

نمایش را به هم ریخت

جملات نمونه

the concert rocked the entire city.

اجرای کنسرت کل شهر را به هم ریخت.

she rocked the stage with her performance.

او با اجرایش صحنه را منفجر کرد.

his speech rocked the audience to their core.

سخنرانی او شنوندگان را تا مغز استخوان تکان داد.

the news rocked the community.

این خبر جامعه را به تکان انداخت.

they rocked the boat with their controversial opinions.

آنها با نظرات بحث‌برانگیز خود، وضعیت را به هم ریختند.

the team rocked the championship game.

تیم در بازی قهرمانی بی‌نظیر بود.

the new movie rocked the box office.

فیلم جدید در گیشه موفقیت بزرگی کسب کرد.

her style rocked the fashion world.

سبک او دنیای مد را متحول کرد.

the earthquake rocked the entire region.

زلزله کل منطقه را به لرزه درآورد.

his guitar solo really rocked the crowd.

قطعه گیتار او واقعاً جمعیت را به وجد آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید