rocked the stage
اجرا را به هم ریخت
rocked my world
جهان من را به هم ریخت
rocked the boat
آرامش را به هم ریخت
rocked out loud
با صدای بلند راک کرد
rocked the crowd
مخاطبان را به هیجان درآورد
rocked the house
خانه را به هم ریخت
rocked with joy
از شادی به هم ریخت
rocked the party
مهمانی را به هم ریخت
rocked the night
شب را به هم ریخت
rocked the show
نمایش را به هم ریخت
the concert rocked the entire city.
اجرای کنسرت کل شهر را به هم ریخت.
she rocked the stage with her performance.
او با اجرایش صحنه را منفجر کرد.
his speech rocked the audience to their core.
سخنرانی او شنوندگان را تا مغز استخوان تکان داد.
the news rocked the community.
این خبر جامعه را به تکان انداخت.
they rocked the boat with their controversial opinions.
آنها با نظرات بحثبرانگیز خود، وضعیت را به هم ریختند.
the team rocked the championship game.
تیم در بازی قهرمانی بینظیر بود.
the new movie rocked the box office.
فیلم جدید در گیشه موفقیت بزرگی کسب کرد.
her style rocked the fashion world.
سبک او دنیای مد را متحول کرد.
the earthquake rocked the entire region.
زلزله کل منطقه را به لرزه درآورد.
his guitar solo really rocked the crowd.
قطعه گیتار او واقعاً جمعیت را به وجد آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید