roistering

[ایالات متحده]/ˈrɔɪstərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɔɪstərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شلوغ، جشن مستی\nv. عمل شادی کردن یا سر و صدا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

roistering crowd

جمعیت شاد و پر سر و صدا

roistering party

جشن شاد و پر سر و صدا

roistering youth

جوانان شاد و پر انرژی

roistering behavior

رفتار شاد و پر هیجان

roistering night

شب شاد و پر جنب و جوش

roistering celebration

جشن بزرگ و شاد

roistering friends

دوستان شاد

roistering atmosphere

فضای شاد و پر هیجان

roistering event

رویداد شاد

roistering fun

سرگرمی شاد

جملات نمونه

the children were roistering in the park after school.

کودکان بعد از مدرسه با خوشحالی و سر و صدا در پارک بازی می‌کردند.

they spent the evening roistering with friends at the pub.

آنها شام را با دوستان خود در بار با خوشحالی و سر و صدا گذراندند.

during the festival, the crowd was roistering in the streets.

در طول جشنواره، جمعیت با خوشحالی و سر و صدا در خیابان‌ها بودند.

the party was filled with roistering laughter and music.

مهمانی پر از خنده و موسیقی با خوشحالی و سر و صدا بود.

he enjoyed roistering around with his old college buddies.

او از خوش گذرانی با دوستان قدیمی دانشگاه خود لذت می‌برد.

the students were roistering on the last day of school.

دانشجویان در آخرین روز مدرسه با خوشحالی و سر و صدا بودند.

the roistering crowd made it hard to hear the speaker.

جمعیت با خوشحالی و سر و صدا باعث می‌شد صحبت‌های سخنران را به سختی بشنویم.

she loves roistering during the summer concerts.

او عاشق خوش گذرانی در طول کنسرت‌های تابستانی است.

the festival atmosphere was roistering and vibrant.

فضای جشنواره با خوشحالی و سر و صدا و پر جنب و جوش بود.

after winning the game, the fans were roistering in celebration.

پس از بردن بازی، طرفداران با خوشحالی و سر و صدا جشن گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید