roistering crowd
جمعیت شاد و پر سر و صدا
roistering party
جشن شاد و پر سر و صدا
roistering youth
جوانان شاد و پر انرژی
roistering behavior
رفتار شاد و پر هیجان
roistering night
شب شاد و پر جنب و جوش
roistering celebration
جشن بزرگ و شاد
roistering friends
دوستان شاد
roistering atmosphere
فضای شاد و پر هیجان
roistering event
رویداد شاد
roistering fun
سرگرمی شاد
the children were roistering in the park after school.
کودکان بعد از مدرسه با خوشحالی و سر و صدا در پارک بازی میکردند.
they spent the evening roistering with friends at the pub.
آنها شام را با دوستان خود در بار با خوشحالی و سر و صدا گذراندند.
during the festival, the crowd was roistering in the streets.
در طول جشنواره، جمعیت با خوشحالی و سر و صدا در خیابانها بودند.
the party was filled with roistering laughter and music.
مهمانی پر از خنده و موسیقی با خوشحالی و سر و صدا بود.
he enjoyed roistering around with his old college buddies.
او از خوش گذرانی با دوستان قدیمی دانشگاه خود لذت میبرد.
the students were roistering on the last day of school.
دانشجویان در آخرین روز مدرسه با خوشحالی و سر و صدا بودند.
the roistering crowd made it hard to hear the speaker.
جمعیت با خوشحالی و سر و صدا باعث میشد صحبتهای سخنران را به سختی بشنویم.
she loves roistering during the summer concerts.
او عاشق خوش گذرانی در طول کنسرتهای تابستانی است.
the festival atmosphere was roistering and vibrant.
فضای جشنواره با خوشحالی و سر و صدا و پر جنب و جوش بود.
after winning the game, the fans were roistering in celebration.
پس از بردن بازی، طرفداران با خوشحالی و سر و صدا جشن گرفتند.
roistering crowd
جمعیت شاد و پر سر و صدا
roistering party
جشن شاد و پر سر و صدا
roistering youth
جوانان شاد و پر انرژی
roistering behavior
رفتار شاد و پر هیجان
roistering night
شب شاد و پر جنب و جوش
roistering celebration
جشن بزرگ و شاد
roistering friends
دوستان شاد
roistering atmosphere
فضای شاد و پر هیجان
roistering event
رویداد شاد
roistering fun
سرگرمی شاد
the children were roistering in the park after school.
کودکان بعد از مدرسه با خوشحالی و سر و صدا در پارک بازی میکردند.
they spent the evening roistering with friends at the pub.
آنها شام را با دوستان خود در بار با خوشحالی و سر و صدا گذراندند.
during the festival, the crowd was roistering in the streets.
در طول جشنواره، جمعیت با خوشحالی و سر و صدا در خیابانها بودند.
the party was filled with roistering laughter and music.
مهمانی پر از خنده و موسیقی با خوشحالی و سر و صدا بود.
he enjoyed roistering around with his old college buddies.
او از خوش گذرانی با دوستان قدیمی دانشگاه خود لذت میبرد.
the students were roistering on the last day of school.
دانشجویان در آخرین روز مدرسه با خوشحالی و سر و صدا بودند.
the roistering crowd made it hard to hear the speaker.
جمعیت با خوشحالی و سر و صدا باعث میشد صحبتهای سخنران را به سختی بشنویم.
she loves roistering during the summer concerts.
او عاشق خوش گذرانی در طول کنسرتهای تابستانی است.
the festival atmosphere was roistering and vibrant.
فضای جشنواره با خوشحالی و سر و صدا و پر جنب و جوش بود.
after winning the game, the fans were roistering in celebration.
پس از بردن بازی، طرفداران با خوشحالی و سر و صدا جشن گرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید