rollered

[ایالات متحده]/ˈrəʊləd/
[بریتانیا]/ˈroʊlɚd/

ترجمه

adj. دارای غلتک; سوار بر غلتک

عبارات و ترکیب‌ها

rollered over

غلتید روی

rollered out

غلتید بیرون

rollered back

غلتید به عقب

rollered in

غلتید داخل

rollered up

غلتید بالا

rollered down

غلتید پایین

rollered along

غلتید در طول

rollered through

غلتید از میان

rollered past

غلتید کنار

rollered ahead

غلتید جلو

جملات نمونه

the car was rollered down the hill.

ماشین را به سمت پایین تپه رول کردند.

she rollered the dough for the cookies.

او خمیر شیرینی را رول کرد.

the kids rollered their toys across the floor.

بچه ها اسباب بازی هایشان را در سراسر اتاق رول کردند.

he rollered out the carpet for the guests.

او فرش را برای مهمانان رول کرد.

they rollered the ball back and forth.

آنها توپ را به جلو و عقب رول کردند.

the team rollered through the competition.

تیم در مسابقه پیشروی کرد.

she rollered her hair into a bun.

او موهایش را به حالت باگت رول کرد.

he rollered the paint on the wall.

او رنگ را روی دیوار رول کرد.

the dog rollered in the grass.

سگ در چمن ها رول کرد.

they rollered past the finish line.

آنها از خط پایان عبور کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید