rollicked

[ایالات متحده]/ˈrɒlɪk/
[بریتانیا]/ˈrɑːlɪk/

ترجمه

vi. به طور زنده یا بی‌خیال عمل کردن یا حرکت کردن
n. فعالیت یا رفتار زنده و بی‌خیال

عبارات و ترکیب‌ها

rollick in joy

شادى در شيطنت

rollicking good time

زمان شيطنت‌آمیز خوب

rollick with laughter

شيطنت با خنده

rollick through life

زندگی با شيطنت

rollicking adventure

ماجراجويي شيطنت‌آمیز

rollick and play

شيطنت و بازی

rollicking fun

سرگرمی شيطنت‌آمیز

rollick about

در اطراف شيطنت کردن

rollicking crowd

جمعیت شيطنت‌آمیز

جملات نمونه

we rollicked in the park all afternoon.

ما بعد از ظهر در پارک بازی کردیم.

the children rollicked in the waves at the beach.

کودکان در موج‌های ساحل بازی کردند.

they love to rollick around during family gatherings.

آنها عاشق بازی کردن در جمع‌های خانوادگی هستند.

we had a rollicking good time at the party.

ما در مهمانی خوش گذراندیم.

the dog rollicked in the grass, chasing butterflies.

سگ در چمن‌ها بازی کرد و دنبال پروانه‌ها دوید.

after the rain, the kids rollicked in the puddles.

بعد از باران، بچه‌ها در کنار حوضچه‌ها بازی کردند.

we spent the day rollicking through the fields.

ما روز را در حال بازی در میان مزارع گذراندیم.

they rollicked joyfully as the music played.

آنها با شادی در حالی که موسیقی پخش می‌شد بازی کردند.

the festival was filled with rollicking laughter.

جشنواره پر از خنده و شادی بود.

on weekends, we often rollick in the countryside.

در آخر هفته‌ها، اغلب در حومه شهر بازی می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید