deject someone
ناامید کردن کسی
deject mood
حالت ناامید
deject feelings
احساسات ناامیدانه
deject spirits
روحیه ناامید
deject attitude
نگاه ناامیدانه
deject look
ظاهر ناامید
deject comments
نظرات ناامیدانه
deject response
پاسخ ناامید
deject news
اخبار ناامید
deject remarks
اظهارات ناامید
he felt dejected after losing the game.
او بعد از باختن در بازی احساس ناامیدی کرد.
her dejected expression told me everything.
حالت ناامیدانه او به من همه چیز را نشان داد.
the constant rejection can deject anyone.
رد شدن مداوم می تواند هر کسی را ناامید کند.
don't let criticism deject you.
اجازه ندهید انتقاد شما را ناامید کند.
he tried to cheer up his dejected friend.
او سعی کرد دوست ناامیدش را دلگرم کند.
she felt dejected when her plans fell through.
وقتی برنامه هایش به نتیجه نرسید، احساس ناامیدی کرد.
it's easy to feel dejected in tough times.
در زمان های سخت احساس ناامیدی آسان است.
his dejected demeanor was hard to ignore.
رفتار ناامیدانه او قابل نادیده گرفتن نبود.
she tried to hide her dejected feelings.
او سعی کرد احساسات ناامیدانه خود را پنهان کند.
being dejected can affect your performance.
ناامید بودن می تواند بر عملکرد شما تأثیر بگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید