deject

[ایالات متحده]/dɪˈdʒɛkt/
[بریتانیا]/dɪˈdʒɛkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. (کسی را) غمگین یا ناامید کردن
adj. احساس غمگینی یا ناامیدی

عبارات و ترکیب‌ها

deject someone

ناامید کردن کسی

deject mood

حالت ناامید

deject feelings

احساسات ناامیدانه

deject spirits

روحیه ناامید

deject attitude

نگاه ناامیدانه

deject look

ظاهر ناامید

deject comments

نظرات ناامیدانه

deject response

پاسخ ناامید

deject news

اخبار ناامید

deject remarks

اظهارات ناامید

جملات نمونه

he felt dejected after losing the game.

او بعد از باختن در بازی احساس ناامیدی کرد.

her dejected expression told me everything.

حالت ناامیدانه او به من همه چیز را نشان داد.

the constant rejection can deject anyone.

رد شدن مداوم می تواند هر کسی را ناامید کند.

don't let criticism deject you.

اجازه ندهید انتقاد شما را ناامید کند.

he tried to cheer up his dejected friend.

او سعی کرد دوست ناامیدش را دلگرم کند.

she felt dejected when her plans fell through.

وقتی برنامه هایش به نتیجه نرسید، احساس ناامیدی کرد.

it's easy to feel dejected in tough times.

در زمان های سخت احساس ناامیدی آسان است.

his dejected demeanor was hard to ignore.

رفتار ناامیدانه او قابل نادیده گرفتن نبود.

she tried to hide her dejected feelings.

او سعی کرد احساسات ناامیدانه خود را پنهان کند.

being dejected can affect your performance.

ناامید بودن می تواند بر عملکرد شما تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید