rooking the board
حالت برتر گرفتن صفحه
rooking your opponent
برتری نسبت به حریف
rooking the game
برتری در بازی
rooking strategy
استراتژی برتر
rooking position
موقعیت برتر
rooking move
حرکت برتر
rooking play
بازی برتر
rooking tactic
تاکتیک برتر
rooking challenge
چالش برتر
rooking advantage
مزیت برتر
he was rooking his opponent in the chess game.
او حریف خود را در بازی شطرنج فریب میداد.
she felt like she was being rooked in the deal.
او احساس میکرد که در معامله فریب خورده است.
the con artist was rooking unsuspecting victims.
هنرمند کلاهبردار قربانیان ناآگاه را فریب میداد.
don't let anyone rook you out of your money.
به کسی اجازه ندهید که شما را از پولتان فریب دهد.
rooking is a common tactic in poker.
فریب دادن یک تاکتیک رایج در بازی پوکر است.
he was rooking his friends with fake lottery tickets.
او دوستان خود را با بلیطهای قرعهکشی جعلی فریب میداد.
the detective caught the thief rooking tourists.
مامور پلیس دزد را در حال فریب دادن توریستها دستگیر کرد.
she realized she had been rooked after checking the facts.
او پس از بررسی حقایق متوجه شد که فریب خورده است.
rooking someone is not a good way to build trust.
فریب دادن کسی راه خوبی برای ایجاد اعتماد نیست.
the scam involved rooking investors with false promises.
کلاهبرداری شامل فریب دادن سرمایهگذاران با وعدههای دروغین بود.
rooking the board
حالت برتر گرفتن صفحه
rooking your opponent
برتری نسبت به حریف
rooking the game
برتری در بازی
rooking strategy
استراتژی برتر
rooking position
موقعیت برتر
rooking move
حرکت برتر
rooking play
بازی برتر
rooking tactic
تاکتیک برتر
rooking challenge
چالش برتر
rooking advantage
مزیت برتر
he was rooking his opponent in the chess game.
او حریف خود را در بازی شطرنج فریب میداد.
she felt like she was being rooked in the deal.
او احساس میکرد که در معامله فریب خورده است.
the con artist was rooking unsuspecting victims.
هنرمند کلاهبردار قربانیان ناآگاه را فریب میداد.
don't let anyone rook you out of your money.
به کسی اجازه ندهید که شما را از پولتان فریب دهد.
rooking is a common tactic in poker.
فریب دادن یک تاکتیک رایج در بازی پوکر است.
he was rooking his friends with fake lottery tickets.
او دوستان خود را با بلیطهای قرعهکشی جعلی فریب میداد.
the detective caught the thief rooking tourists.
مامور پلیس دزد را در حال فریب دادن توریستها دستگیر کرد.
she realized she had been rooked after checking the facts.
او پس از بررسی حقایق متوجه شد که فریب خورده است.
rooking someone is not a good way to build trust.
فریب دادن کسی راه خوبی برای ایجاد اعتماد نیست.
the scam involved rooking investors with false promises.
کلاهبرداری شامل فریب دادن سرمایهگذاران با وعدههای دروغین بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید