roomed together
هماتاق بودند
roomed separately
بهطور جداگانه اتاق داشتند
roomed in
در اتاقها اقامت کردند
roomed out
بیرون از اتاقها بودند
roomed up
هماتاق شدند
roomed off
جدا اتاق داشتند
roomed away
دور از اتاقها بودند
roomed for
برای اتاق
roomed with
هماتاق با
roomed out of
بیرون رفتن از اتاق
we roomed together in college.
ما در دوران دانشگاه با هم هماتاق بودیم.
they roomed in a small apartment downtown.
آنها در یک آپارتمان کوچک در مرکز شهر هماتاق بودند.
she roomed with her best friend for a year.
او یک سال با بهترین دوستش هماتاق بود.
he roomed with a quiet guy from his class.
او با یک پسر آرام از کلاسش هماتاق بود.
we roomed in a house with five other students.
ما با پنج دانشجو دیگر در یک خانه هماتاق بودیم.
during the summer, they roomed at a beach house.
در طول تابستان، آنها در یک خانه ساحلی هماتاق بودند.
she roomed with her cousin while attending university.
او در حالی که در دانشگاه تحصیل میکرد، با پسر عمویش هماتاق بود.
they roomed in a shared dormitory for the semester.
آنها برای یک ترم در یک خوابگاه مشترک هماتاق بودند.
he roomed abroad during his study exchange program.
او در طول برنامه تبادل تحصیلی خود در خارج از کشور هماتاق بود.
we roomed together to save on living expenses.
ما برای صرفهجویی در هزینههای زندگی با هم هماتاق بودیم.
roomed together
هماتاق بودند
roomed separately
بهطور جداگانه اتاق داشتند
roomed in
در اتاقها اقامت کردند
roomed out
بیرون از اتاقها بودند
roomed up
هماتاق شدند
roomed off
جدا اتاق داشتند
roomed away
دور از اتاقها بودند
roomed for
برای اتاق
roomed with
هماتاق با
roomed out of
بیرون رفتن از اتاق
we roomed together in college.
ما در دوران دانشگاه با هم هماتاق بودیم.
they roomed in a small apartment downtown.
آنها در یک آپارتمان کوچک در مرکز شهر هماتاق بودند.
she roomed with her best friend for a year.
او یک سال با بهترین دوستش هماتاق بود.
he roomed with a quiet guy from his class.
او با یک پسر آرام از کلاسش هماتاق بود.
we roomed in a house with five other students.
ما با پنج دانشجو دیگر در یک خانه هماتاق بودیم.
during the summer, they roomed at a beach house.
در طول تابستان، آنها در یک خانه ساحلی هماتاق بودند.
she roomed with her cousin while attending university.
او در حالی که در دانشگاه تحصیل میکرد، با پسر عمویش هماتاق بود.
they roomed in a shared dormitory for the semester.
آنها برای یک ترم در یک خوابگاه مشترک هماتاق بودند.
he roomed abroad during his study exchange program.
او در طول برنامه تبادل تحصیلی خود در خارج از کشور هماتاق بود.
we roomed together to save on living expenses.
ما برای صرفهجویی در هزینههای زندگی با هم هماتاق بودیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید