roomed

[ایالات متحده]/ruːmd/
[بریتانیا]/rumd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن تعداد یا اندازه معینی از اتاق‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

roomed together

هم‌اتاق بودند

roomed separately

به‌طور جداگانه اتاق داشتند

roomed in

در اتاق‌ها اقامت کردند

roomed out

بیرون از اتاق‌ها بودند

roomed up

هم‌اتاق شدند

roomed off

جدا اتاق داشتند

roomed away

دور از اتاق‌ها بودند

roomed for

برای اتاق

roomed with

هم‌اتاق با

roomed out of

بیرون رفتن از اتاق

جملات نمونه

we roomed together in college.

ما در دوران دانشگاه با هم هم‌اتاق بودیم.

they roomed in a small apartment downtown.

آنها در یک آپارتمان کوچک در مرکز شهر هم‌اتاق بودند.

she roomed with her best friend for a year.

او یک سال با بهترین دوستش هم‌اتاق بود.

he roomed with a quiet guy from his class.

او با یک پسر آرام از کلاسش هم‌اتاق بود.

we roomed in a house with five other students.

ما با پنج دانشجو دیگر در یک خانه هم‌اتاق بودیم.

during the summer, they roomed at a beach house.

در طول تابستان، آنها در یک خانه ساحلی هم‌اتاق بودند.

she roomed with her cousin while attending university.

او در حالی که در دانشگاه تحصیل می‌کرد، با پسر عمویش هم‌اتاق بود.

they roomed in a shared dormitory for the semester.

آنها برای یک ترم در یک خوابگاه مشترک هم‌اتاق بودند.

he roomed abroad during his study exchange program.

او در طول برنامه تبادل تحصیلی خود در خارج از کشور هم‌اتاق بود.

we roomed together to save on living expenses.

ما برای صرفه‌جویی در هزینه‌های زندگی با هم هم‌اتاق بودیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید