rootstalk

[ایالات متحده]/ˈruːtstɔːk/
[بریتانیا]/ˈruːtstɑːk/

ترجمه

n. ساقه زیرزمینی که ریشه‌ها و شاخه‌ها را تولید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

rootstalk system

سیستم ریشه زایی

rootstalk growth

رشد ریشه زایی

rootstalk development

توسعه ریشه زایی

rootstalk structure

ساختار ریشه زایی

rootstalk propagation

تکثیر ریشه زایی

rootstalk cutting

قلمه ریشه زایی

rootstalk variety

نوع ریشه زایی

rootstalk analysis

تجزیه و تحلیل ریشه زایی

rootstalk characteristics

ویژگی‌های ریشه زایی

rootstalk function

عملکرد ریشه زایی

جملات نمونه

the gardener decided to propagate the plant using a rootstalk method.

باغبانی تصمیم گرفت گیاه را با استفاده از روش ریشه زایی تکثیر کند.

rootstalks can help improve the yield of certain crops.

ریشه‌های جانبی می‌توانند به بهبود عملکرد برخی از محصولات کمک کنند.

we learned how to identify the rootstalk of various plants.

ما یاد گرفتیم چگونه ریشه های جانبی گیاهان مختلف را شناسایی کنیم.

rootstalks are often used in traditional gardening techniques.

ریشه‌های جانبی اغلب در تکنیک‌های باغبانی سنتی استفاده می‌شوند.

he explained the importance of rootstalk in plant propagation.

او اهمیت ریشه زایی در تکثیر گیاهان را توضیح داد.

using rootstalk can enhance the resilience of the plant.

استفاده از ریشه زایی می‌تواند مقاومت گیاه را افزایش دهد.

she carefully removed the rootstalk to replant it in a new pot.

او با دقت ریشه های جانبی را برای کاشت مجدد در یک گلدان جدید برداشت.

understanding rootstalk is crucial for successful horticulture.

درک ریشه زایی برای باغبانی موفق ضروری است.

the rootstalk should be healthy for optimal growth.

ریشه های جانبی باید سالم باشند تا رشد بهینه داشته باشند.

they experimented with different rootstalk varieties to find the best one.

آنها با انواع مختلف ریشه زایی آزمایش کردند تا بهترین را پیدا کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید