rotary intersections
تقاطعهای گرد
navigate rotaries
هدایت در تقاطعهای گرد
rotary system
سیستم تقاطعهای گرد
entering rotaries
ورود به تقاطعهای گرد
rotary design
طراحی تقاطعهای گرد
modern rotaries
تقاطعهای گرد مدرن
rotary speed
سرعت تقاطعهای گرد
built rotaries
تقاطعهای گرد ساخته شده
managing rotaries
مدیریت تقاطعهای گرد
large rotaries
تقاطعهای گرد بزرگ
the rotary dial phone is a nostalgic piece of technology.
تلفن چرخشی یک قطعه نوستالژیک از فناوری است.
we installed new rotaries in the irrigation system.
ما چرخکهای جدیدی در سیستم آبیاری نصب کردیم.
the restaurant features a rotating display of local art.
رستوران دارای نمایشگاه چرخشی آثار هنری محلی است.
the traffic circle, also known as a rotary, improved traffic flow.
دایره ترافیکی، که به عنوان یک چرخ نیز شناخته میشود، جریان ترافیک را بهبود بخشید.
the rotary engine offers a unique driving experience.
موتور چرخشی تجربه رانندگی منحصر به فردی را ارائه میدهد.
the bakery uses rotaries to mix the dough evenly.
نانسری از چرخکها برای مخلوط کردن یکنواخت خمیر استفاده میکند.
the museum showcased ancient egyptian rotaries for grinding grain.
موزه چرخکهای مصری باستان برای آسیاب کردن غلات را به نمایش گذاشت.
the industrial park has several large rotaries for material handling.
پارک صنعتی چندین چرخک بزرگ برای جابجایی مواد دارد.
the children enjoyed riding the carousel's rotaries.
کودکان از سوار شدن به چرخکهای شهربازی لذت بردند.
the company manufactures high-quality rotaries for various industries.
این شرکت چرخکهای با کیفیت بالا برای صنایع مختلف تولید میکند.
the old lighthouse had a powerful rotary beacon.
چراغ قدیمی فانوس دریایی یک چراغ گردنده قوی داشت.
rotary intersections
تقاطعهای گرد
navigate rotaries
هدایت در تقاطعهای گرد
rotary system
سیستم تقاطعهای گرد
entering rotaries
ورود به تقاطعهای گرد
rotary design
طراحی تقاطعهای گرد
modern rotaries
تقاطعهای گرد مدرن
rotary speed
سرعت تقاطعهای گرد
built rotaries
تقاطعهای گرد ساخته شده
managing rotaries
مدیریت تقاطعهای گرد
large rotaries
تقاطعهای گرد بزرگ
the rotary dial phone is a nostalgic piece of technology.
تلفن چرخشی یک قطعه نوستالژیک از فناوری است.
we installed new rotaries in the irrigation system.
ما چرخکهای جدیدی در سیستم آبیاری نصب کردیم.
the restaurant features a rotating display of local art.
رستوران دارای نمایشگاه چرخشی آثار هنری محلی است.
the traffic circle, also known as a rotary, improved traffic flow.
دایره ترافیکی، که به عنوان یک چرخ نیز شناخته میشود، جریان ترافیک را بهبود بخشید.
the rotary engine offers a unique driving experience.
موتور چرخشی تجربه رانندگی منحصر به فردی را ارائه میدهد.
the bakery uses rotaries to mix the dough evenly.
نانسری از چرخکها برای مخلوط کردن یکنواخت خمیر استفاده میکند.
the museum showcased ancient egyptian rotaries for grinding grain.
موزه چرخکهای مصری باستان برای آسیاب کردن غلات را به نمایش گذاشت.
the industrial park has several large rotaries for material handling.
پارک صنعتی چندین چرخک بزرگ برای جابجایی مواد دارد.
the children enjoyed riding the carousel's rotaries.
کودکان از سوار شدن به چرخکهای شهربازی لذت بردند.
the company manufactures high-quality rotaries for various industries.
این شرکت چرخکهای با کیفیت بالا برای صنایع مختلف تولید میکند.
the old lighthouse had a powerful rotary beacon.
چراغ قدیمی فانوس دریایی یک چراغ گردنده قوی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید