rottings

[ایالات متحده]/'rɔtiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرسایش عمیق؛ تخمیر کتان.

جملات نمونه

a corrupt and rotting corpse.

یک جسد فاسد و در حال پوسیدگی.

the stench of rotting fish.

بوی تعفن ماهی‌های در حال پوسیدگی

has anybody been rotting you?.

آیا کسی شما را فاسد کرده است؟

the chalets were neglected and their woodwork was rotting away .

کلبه‌ها نادیده گرفته شده بودند و چوب‌دستی‌هایشان در حال پوسیدگی بود.

There's been so much rain the crops are rotting in the fields.

باران زیاد بوده و محصولات در مزارع در حال پوسیدگی هستند.

The arrival of warm weather raises the specter of disease and increased rat infestations caused by rotting garbage.

ورود هوای گرم باعث ایجاد ترس از بیماری و افزایش آلودگی سگک ها به دلیل زباله های در حال پوسیدگی می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید