putrid

[ایالات متحده]/ˈpjuːtrɪd/
[بریتانیا]/ˈpjuːtrɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال فساد، تجزیه شده؛ سمی، مضر؛ فاسد، منحرف.

عبارات و ترکیب‌ها

putrid smell

بوی تعفن

putrid odor

بوی تعفن

putrid waste

ضایعات متعفن

putrid sewage

فاضلاب متعفن

putrid meat

گوشت متعفن

putrid infection

عفونت متعفن

putrid breath

بوی بد دهان

putrid corpse

جسد متعفن

جملات نمونه

the putrid smell from the slaughterhouse

بوی تعفن‌آمیز از کشتارگاه

the putrid smells from the slaughterhouses.

بوی تعفن‌آمیز از کشتارگاه‌ها.

the cocktail is a putrid pink colour.

رنگ کوکتل یک صورتی بدبو است.

A putrid smell drove us from the room.

یک بوی تعفن‌آمیز ما را از اتاق بیرون راند.

The putrid smell of rotten food filled the kitchen.

بوی تعفن‌آمیز غذای فاسد آشپزخانه را پر کرد.

He refused to eat the putrid meat.

او از خوردن گوشت متعفن امتناع کرد.

The garbage left out for days had become putrid.

زباله‌هایی که چندین روز بیرون رها شده بودند، متعفن شده بودند.

The putrid water in the pond was a breeding ground for mosquitoes.

آب متعفن در برکه، محل پرورش حشرات بود.

The putrid odor coming from the sewer was unbearable.

بوی تعفن‌آمیز که از فاضلاب می‌آمد طاقت‌فرسا بود.

She gagged at the putrid smell of the compost pile.

او با بوی متعفن توده کمپوست بالا آورد.

The putrid taste of the spoiled milk made him spit it out immediately.

طعم متعفن شیر فاسد باعث شد او بلافاصله آن را بیرون بریزد.

The putrid atmosphere in the room made her want to leave immediately.

فضای متعفن در اتاق باعث شد او بخواهد فوراً آنجا را ترک کند.

The putrid condition of the public restroom was appalling.

وضعیت متعفن سرویس بهداشتی عمومی وحشتناک بود.

The putrid state of the abandoned building was a health hazard.

وضعیت متعفن ساختمان متروکه یک خطر بهداشتی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید