putrid smell
بوی تعفن
putrid odor
بوی تعفن
putrid waste
ضایعات متعفن
putrid sewage
فاضلاب متعفن
putrid meat
گوشت متعفن
putrid infection
عفونت متعفن
putrid breath
بوی بد دهان
putrid corpse
جسد متعفن
the putrid smell from the slaughterhouse
بوی تعفنآمیز از کشتارگاه
the putrid smells from the slaughterhouses.
بوی تعفنآمیز از کشتارگاهها.
the cocktail is a putrid pink colour.
رنگ کوکتل یک صورتی بدبو است.
A putrid smell drove us from the room.
یک بوی تعفنآمیز ما را از اتاق بیرون راند.
The putrid smell of rotten food filled the kitchen.
بوی تعفنآمیز غذای فاسد آشپزخانه را پر کرد.
He refused to eat the putrid meat.
او از خوردن گوشت متعفن امتناع کرد.
The garbage left out for days had become putrid.
زبالههایی که چندین روز بیرون رها شده بودند، متعفن شده بودند.
The putrid water in the pond was a breeding ground for mosquitoes.
آب متعفن در برکه، محل پرورش حشرات بود.
The putrid odor coming from the sewer was unbearable.
بوی تعفنآمیز که از فاضلاب میآمد طاقتفرسا بود.
She gagged at the putrid smell of the compost pile.
او با بوی متعفن توده کمپوست بالا آورد.
The putrid taste of the spoiled milk made him spit it out immediately.
طعم متعفن شیر فاسد باعث شد او بلافاصله آن را بیرون بریزد.
The putrid atmosphere in the room made her want to leave immediately.
فضای متعفن در اتاق باعث شد او بخواهد فوراً آنجا را ترک کند.
The putrid condition of the public restroom was appalling.
وضعیت متعفن سرویس بهداشتی عمومی وحشتناک بود.
The putrid state of the abandoned building was a health hazard.
وضعیت متعفن ساختمان متروکه یک خطر بهداشتی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید