roughhoused kids
کودکان بازیگوش
roughhoused friends
دوستان بازیگوش
roughhoused pets
حیوانات خانگی بازیگوش
roughhoused siblings
خواهر و برادران بازیگوش
roughhoused playtime
زمان بازی بازیگوش
roughhoused moments
لحظات بازیگوش
roughhoused games
بازیهای بازیگوش
roughhoused activities
فعالیتهای بازیگوش
roughhoused fun
سرگرمی بازیگوش
roughhoused laughter
خنده بازیگوش
the kids roughhoused in the backyard all afternoon.
کودکان تمام بعد از ظهر در حیاط پشتی بازی خشن کردند.
they often roughhoused during their playdates.
آنها اغلب در طول بازی های خود بازی خشن می کردند.
the puppy roughhoused with its siblings in the living room.
سگ بچه با خواهر و برادرانش در اتاق نشیمن بازی خشن کرد.
after they roughhoused, they all collapsed in laughter.
بعد از بازی خشن کردن، همه از خنده از حال افتادند.
they roughhoused until they were too tired to continue.
آنها تا زمانی که خیلی خسته شدند تا ادامه دهند بازی خشن کردند.
roughhoused kids
کودکان بازیگوش
roughhoused friends
دوستان بازیگوش
roughhoused pets
حیوانات خانگی بازیگوش
roughhoused siblings
خواهر و برادران بازیگوش
roughhoused playtime
زمان بازی بازیگوش
roughhoused moments
لحظات بازیگوش
roughhoused games
بازیهای بازیگوش
roughhoused activities
فعالیتهای بازیگوش
roughhoused fun
سرگرمی بازیگوش
roughhoused laughter
خنده بازیگوش
the kids roughhoused in the backyard all afternoon.
کودکان تمام بعد از ظهر در حیاط پشتی بازی خشن کردند.
they often roughhoused during their playdates.
آنها اغلب در طول بازی های خود بازی خشن می کردند.
the puppy roughhoused with its siblings in the living room.
سگ بچه با خواهر و برادرانش در اتاق نشیمن بازی خشن کرد.
after they roughhoused, they all collapsed in laughter.
بعد از بازی خشن کردن، همه از خنده از حال افتادند.
they roughhoused until they were too tired to continue.
آنها تا زمانی که خیلی خسته شدند تا ادامه دهند بازی خشن کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید