| جمع | playeds |
played a role
نقش ایفا کرد
played out
به اوج رسید
played well
خوب بازی کرد
playing games
بازی کردن
played music
موسیقی نواخت
played it safe
احتیاط کرد
played a part
نقشی داشت
playing cards
بازی با ورق
played against
در برابر بازی کرد
playing around
سرگرم بودن
played a role
نقش ایفا کرد
played out
به اوج رسید
played well
خوب بازی کرد
playing games
بازی کردن
played music
موسیقی نواخت
played it safe
احتیاط کرد
played a part
نقشی داشت
playing cards
بازی با ورق
played against
در برابر بازی کرد
playing around
سرگرم بودن
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید