round-faced child
کودک با صورتی گرد
becoming round-faced
در حال چاق شدن صورت
round-faced woman
زن با صورتی گرد
a round-faced man
مردی با صورتی گرد
round-faced smile
لبخند با صورتی گرد
round-faced girl
دختر با صورتی گرد
quite round-faced
کاملاً با صورتی گرد
round-faced features
ویژگیهای چهرهای گرد
round-faced appearance
ظاهر با صورتی گرد
round-faced youth
جوان با صورتی گرد
the round-faced child giggled, chasing bubbles in the park.
کودک با صورتی گرد، در حالی که حبابها را در پارک تعقیب میکرد، خندید.
she had a round-faced appearance and a warm, friendly smile.
ظاهری با صورتی گرد و لبخندی گرم و دوستانه داشت.
he’s a round-faced fellow with a surprisingly deep voice.
او مردی با صورتی گرد است که صدایی عمیق و غیرمنتظره دارد.
the round-faced woman looked cheerful despite the long wait.
زن با صورتی گرد، با وجود انتظار طولانی، شاد به نظر میرسید.
i remember the round-faced waiter from our last visit.
من گارسون با صورتی گرد را از آخرین بازدیدمان به یاد دارم.
the round-faced boy was excited about his birthday party.
پسر با صورتی گرد از مهمانی تولدش هیجان داشت.
she inherited her round-faced features from her grandmother.
ویژگیهای چهرهی گردش را از مادربزرگش به ارث برده بود.
he’s a round-faced character in the new animated film.
او شخصیتی با صورتی گرد در فیلم انیمیشن جدید است.
the round-faced girl held a bright red balloon.
دختربچه با صورتی گرد یک بادکنک قرمز روشن را در دست داشت.
despite being shy, the round-faced student asked a question.
با وجود خجالت، دانشآموز با صورتی گرد سؤالی پرسید.
the round-faced artist painted a portrait of a sunflower.
هنرمند با صورتی گرد، پرترهای از یک گل آفتابگردان کشید.
round-faced child
کودک با صورتی گرد
becoming round-faced
در حال چاق شدن صورت
round-faced woman
زن با صورتی گرد
a round-faced man
مردی با صورتی گرد
round-faced smile
لبخند با صورتی گرد
round-faced girl
دختر با صورتی گرد
quite round-faced
کاملاً با صورتی گرد
round-faced features
ویژگیهای چهرهای گرد
round-faced appearance
ظاهر با صورتی گرد
round-faced youth
جوان با صورتی گرد
the round-faced child giggled, chasing bubbles in the park.
کودک با صورتی گرد، در حالی که حبابها را در پارک تعقیب میکرد، خندید.
she had a round-faced appearance and a warm, friendly smile.
ظاهری با صورتی گرد و لبخندی گرم و دوستانه داشت.
he’s a round-faced fellow with a surprisingly deep voice.
او مردی با صورتی گرد است که صدایی عمیق و غیرمنتظره دارد.
the round-faced woman looked cheerful despite the long wait.
زن با صورتی گرد، با وجود انتظار طولانی، شاد به نظر میرسید.
i remember the round-faced waiter from our last visit.
من گارسون با صورتی گرد را از آخرین بازدیدمان به یاد دارم.
the round-faced boy was excited about his birthday party.
پسر با صورتی گرد از مهمانی تولدش هیجان داشت.
she inherited her round-faced features from her grandmother.
ویژگیهای چهرهی گردش را از مادربزرگش به ارث برده بود.
he’s a round-faced character in the new animated film.
او شخصیتی با صورتی گرد در فیلم انیمیشن جدید است.
the round-faced girl held a bright red balloon.
دختربچه با صورتی گرد یک بادکنک قرمز روشن را در دست داشت.
despite being shy, the round-faced student asked a question.
با وجود خجالت، دانشآموز با صورتی گرد سؤالی پرسید.
the round-faced artist painted a portrait of a sunflower.
هنرمند با صورتی گرد، پرترهای از یک گل آفتابگردان کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید