crowd rouser
برانگیزانندهٔ جمعیت
cheer rouser
برانگیزانندهٔ تشویق
mood rouser
برانگیزانندهٔ حال و هوا
energy rouser
برانگیزانندهٔ انرژی
spirit rouser
برانگیزانندهٔ روحیه
rally rouser
برانگیزانندهٔ گردهم آیی
passion rouser
برانگیزانندهٔ اشتیاق
action rouser
برانگیزانندهٔ اقدام
support rouser
برانگیزانندهٔ حمایت
hope rouser
برانگیزانندهٔ امید
the speaker used a rouser to energize the crowd.
سخنرانی از یک رَوُسِر برای انرژی بخشیدن به جمعیت استفاده کرد.
his speech was a real rouser that got everyone excited.
سخنرانی او یک رَوُسِر واقعی بود که باعث هیجان همه شد.
the campaign needed a rouser to attract more supporters.
کمپین به یک رَوُسِر برای جذب حامیان بیشتر نیاز داشت.
she is known as a rouser in her community for her activism.
او به دلیل فعالیت هایش به عنوان یک رَوُسِر در جامعه اش شناخته می شود.
the band played a rouser that got everyone on their feet.
گروه یک رَوُسِر اجرا کرد که باعث شد همه روی پا ایستادند.
his role as a rouser was crucial during the rally.
نقش او به عنوان یک رَوُسِر در طول گردهمایی بسیار مهم بود.
we need a rouser to lead the team to victory.
ما به یک رَوُسِر برای هدایت تیم به سمت پیروزی نیاز داریم.
the event featured a rouser who inspired the audience.
این رویداد شامل یک رَوُسِر بود که مخاطبان را الهام بخشید.
his reputation as a rouser helped him gain followers.
شهرت او به عنوان یک رَوُسِر به او کمک کرد تا طرفدار جذب کند.
they hired a rouser to boost morale at the workplace.
آنها یک رَوُسِر استخدام کردند تا روحیه را در محل کار افزایش دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید