routered

[ایالات متحده]/'raʊtə/
[بریتانیا]/'rʊtɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روتر

عبارات و ترکیب‌ها

wireless router

روتر بی‌سیم

network router

روتر شبکه

router configuration

تنظیمات روتر

home router

روتر خانگی

router settings

تنظیمات روتر

router password

رمز عبور روتر

dual-band router

روتر دو بانده

router firewall

فایروال روتر

جملات نمونه

Hot-potato router can arbitrarily choose one free output port without waiting,but it has the problem of livelock.

روتر داغ‌سیری می‌تواند به صورت دلخواه یکی از پورت‌های خروجی آزاد را انتخاب کند بدون اینکه منتظر بماند، اما مشکل قفل شدن (livelock) را دارد.

I need to reset the router.

من باید روتر را ریست کنم.

The router provides a wireless connection.

روتر یک اتصال بی‌سیم فراهم می‌کند.

Make sure the router is properly configured.

مطمئن شوید که روتر به درستی پیکربندی شده است.

The router is connected to the modem.

روتر به مودم متصل است.

I need to upgrade the router firmware.

من باید فریم‌ور روتر را ارتقا دهم.

The router is not working properly.

روتر به درستی کار نمی‌کند.

The router password should be secure.

گذرواژه روتر باید امن باشد.

I'm having trouble setting up the router.

من در راه‌اندازی روتر مشکل دارم.

The router range is limited.

برد روتر محدود است.

The router speed is slow.

سرعت روتر پایین است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید