routinization

[ایالات متحده]/ruːtɪnaɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ruːtɪnaɪˈzeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روند عادی یا عادت کردن به چیزی؛ ایجاد یک رویه استاندارد

عبارات و ترکیب‌ها

process routinization

خودکارسازی فرآیند

routinization effect

اثر خودکارسازی

routinization strategy

استراتژی خودکارسازی

task routinization

خودکارسازی وظایف

routinization process

فرآیند خودکارسازی

routinization model

مدل خودکارسازی

routinization practice

عملکرد خودکارسازی

routinization framework

چارچوب خودکارسازی

routinization approach

رویکرد خودکارسازی

routinization trend

روند خودکارسازی

جملات نمونه

routinization of tasks can improve efficiency.

خودکارسازی وظایف می‌تواند بهره‌وری را بهبود بخشد.

routinization helps in reducing decision fatigue.

خودکارسازی به کاهش خستگی تصمیم‌گیری کمک می‌کند.

the company focuses on the routinization of processes.

شرکت بر خودکارسازی فرآیندها تمرکز دارد.

routinization can lead to increased productivity.

خودکارسازی می‌تواند منجر به افزایش بهره‌وری شود.

employees benefit from the routinization of their daily tasks.

کارمندان از خودکارسازی وظایف روزانه خود بهره‌مند می‌شوند.

routinization of meetings can save time.

خودکارسازی جلسات می‌تواند در زمان صرفه‌جویی کند.

she advocates for the routinization of health checks.

او از خودکارسازی بررسی‌های سلامت حمایت می‌کند.

routinization can sometimes stifle creativity.

خودکارسازی گاهی اوقات می‌تواند خلاقیت را محدود کند.

they are exploring the routinization of customer service interactions.

آنها در حال بررسی خودکارسازی تعاملات خدمات مشتری هستند.

routinization in education can enhance learning outcomes.

خودکارسازی در آموزش می‌تواند نتایج یادگیری را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید