randomization

[ایالات متحده]/ˌrændəmaɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌrændəmaɪˈzeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند تصادفی کردن چیزی؛ ویژگی تصادفی بودن؛ انتخاب یا توزیع تصادفی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

randomization process

فرآیند تصادفی‌سازی

randomization method

روش تصادفی‌سازی

randomization technique

تکنیک تصادفی‌سازی

randomization check

بررسی تصادفی‌سازی

randomization design

طراحی تصادفی‌سازی

randomization trial

آزمون تصادفی‌سازی

randomization assignment

اختصاص تصادفی‌سازی

randomization control

کنترل تصادفی‌سازی

randomization group

گروه تصادفی‌سازی

randomization sample

نمونه تصادفی‌سازی

جملات نمونه

randomization is essential in clinical trials.

تصادفی‌سازی برای انجام آزمایش‌های بالینی ضروری است.

the process of randomization helps eliminate bias.

فرآیند تصادفی‌سازی به حذف سوگیری کمک می‌کند.

researchers often use randomization to ensure fairness.

محققان اغلب از تصادفی‌سازی برای اطمینان از انصاف استفاده می‌کنند.

randomization can improve the validity of the study.

تصادفی‌سازی می‌تواند اعتبار مطالعه را بهبود بخشد.

we implemented randomization in our experimental design.

ما تصادفی‌سازی را در طراحی آزمایش خود پیاده‌سازی کردیم.

randomization reduces the risk of confounding variables.

تصادفی‌سازی خطر متغیرهای مخدوش‌کننده را کاهش می‌دهد.

the randomization process was carried out meticulously.

فرآیند تصادفی‌سازی با دقت انجام شد.

randomization ensures that participants are assigned fairly.

تصادفی‌سازی اطمینان می‌دهد که شرکت‌کنندگان به طور منصفانه تخصیص داده می‌شوند.

effective randomization is key to reliable results.

تصادفی‌سازی مؤثر، کلید نتایج قابل اعتماد است.

we discussed the importance of randomization in our meeting.

ما اهمیت تصادفی‌سازی را در جلسه خود مورد بحث قرار دادیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید