routs

[ایالات متحده]/raʊts/
[بریتانیا]/raʊts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکست یا دور کردن (جمع شکل rout)؛ یک پیروزی در ورزش
v. شکست می‌دهد یا دور می‌کند (شکل سوم شخص مفرد rout)؛ برای پیروزی در برابر یک حریف در ورزش

عبارات و ترکیب‌ها

routs of travel

مسیرهای سفر

routs of delivery

مسیرهای تحویل

routs of escape

مسیرهای فرار

routs of access

مسیرهای دسترسی

routs of communication

مسیرهای ارتباط

routs of navigation

مسیرهای ناوبری

routs of exploration

مسیرهای اکتشاف

routs of supply

مسیرهای تامین

routs of transportation

مسیرهای حمل و نقل

جملات نمونه

the team routed their opponents in the final match.

تیم حریفان خود را در مسابقه نهایی شکست داد.

his strategy was to rout the competition early.

استراتژی او این بود که رقابت را در اوایل شکست دهد.

the army routed the enemy forces in a surprise attack.

ارتش دشمن را در یک حمله غافلگیرانه شکست داد.

she felt a sense of victory as she routed her doubts.

او احساس پیروزی کرد زیرا تردیدهای خود را از بین برد.

the new plan aims to rout inefficiencies in the system.

طرح جدید هدف آن از بین بردن ناکارآمدی‌ها در سیستم است.

the coach praised the players for routing their rivals.

مربی از بازیکنان برای شکست دادن رقبایشان تمجید کرد.

they used advanced tactics to rout the enemy's defenses.

آنها از تاکتیک‌های پیشرفته برای شکست دادن دفاع دشمن استفاده کردند.

the debate team successfully routed their opponents with facts.

تیم مناظره با استفاده از حقایق، با موفقیت حریفان خود را شکست داد.

in the game, he managed to rout the final boss.

در بازی، او موفق شد باس نهایی را شکست دهد.

her confidence helped her rout her fears during the presentation.

اعتماد به نفس او به او کمک کرد تا ترس‌های خود را در طول ارائه از بین ببرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید