rowdily

[ایالات متحده]/ˈraʊdɪli/
[بریتانیا]/ˈraʊdɪli/

ترجمه

adv. به شیوه‌ای پر سر و صدا و بی‌نظم

عبارات و ترکیب‌ها

rowdily cheering

تشویع با صدای بلند

rowdily celebrating

جشن گرفتن با صدای بلند

rowdily arguing

بحث کردن با صدای بلند

rowdily laughing

خندیدن با صدای بلند

rowdily singing

آهنگ خواندن با صدای بلند

rowdily shouting

جیغ کشیدن با صدای بلند

rowdily playing

بازی کردن با صدای بلند

rowdily protesting

اعتراض کردن با صدای بلند

rowdily dancing

رقصیدن با صدای بلند

rowdily mingling

مخلوط شدن با صدای بلند

جملات نمونه

the children played rowdily in the park.

کودکان با جد و جهد در پارک بازی کردند.

the fans cheered rowdily during the game.

هواداران با شور و هیجان در طول بازی تشویق کردند.

they celebrated rowdily at the birthday party.

آنها با شادی و هیجان در مهمانی تولد جشن گرفتند.

the crowd sang rowdily at the concert.

مخاطبان با شور و هیجان در کنسرت آواز خواندند.

the students laughed rowdily in the classroom.

دانشجویان با خنده و شادی در کلاس درس خندیدند.

they argued rowdily over the game rules.

آنها به شدت و با جدل بر سر قوانین بازی بحث کردند.

at the festival, people danced rowdily in the streets.

در جشنواره، مردم با شور و هیجان در خیابان‌ها رقصیدند.

the dogs barked rowdily in the backyard.

سگ‌ها با صدای بلند و با جدیت در حیاط پشتی پارس کردند.

the kids rowdily chased each other around the playground.

کودکان با جد و جهد و هیجان در اطراف زمین بازی تعقیب یکدیگر کردند.

the partygoers sang rowdily late into the night.

مهمانان مهمانی تا دیروقت با شور و هیجان آواز خواندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید