rowdyism behavior
رفتار پرخاشگرانه
rowdyism culture
فرهنگ پرخاشگری
rowdyism incidents
حوادث پرخاشگری
rowdyism activities
فعالیتهای پرخاشگرانه
rowdyism response
واکنش به پرخاشگری
rowdyism issues
مشکلات پرخاشگری
rowdyism effects
اثرات پرخاشگری
rowdyism trends
روندهای پرخاشگری
rowdyism concerns
نگرانیهای مربوط به پرخاشگری
the event was marred by rowdyism among the attendees.
این رویداد با رفتارهای نامناسب و پر سر و صدا در میان حضار همراه بود.
rowdyism in the streets led to increased police presence.
رفتارهای نامناسب و پر سر و صدا در خیابانها منجر به افزایش حضور پلیس شد.
the school implemented strict rules to combat rowdyism.
مدارس قوانین سختگیرانه ای را برای مقابله با رفتارهای نامناسب و پر سر و صدا اجرا کردند.
rowdyism can disrupt public events and create chaos.
رفتارهای نامناسب و پر سر و صدا می تواند رویدادهای عمومی را مختل کرده و هرج و مرج ایجاد کند.
parents were concerned about the rowdyism at the party.
والدین در مورد رفتارهای نامناسب و پر سر و صدا در مهمانی نگران بودند.
efforts to reduce rowdyism in schools have been successful.
تلاشها برای کاهش رفتارهای نامناسب و پر سر و صدا در مدارس موفقیتآمیز بوده است.
rowdyism among fans can lead to dangerous situations.
رفتارهای نامناسب و پر سر و صدا در میان طرفداران می تواند منجر به موقعیت های خطرناک شود.
the community organized a meeting to address rowdyism.
جامعه یک جلسه برای رسیدگی به رفتارهای نامناسب و پر سر و صدا برگزار کرد.
rowdyism at the concert resulted in several arrests.
رفتارهای نامناسب و پر سر و صدا در کنسرت منجر به دستگیری چند نفر شد.
local authorities are taking measures to prevent rowdyism.
مقامات محلی اقداماتی را برای جلوگیری از رفتارهای نامناسب و پر سر و صدا انجام می دهند.
rowdyism behavior
رفتار پرخاشگرانه
rowdyism culture
فرهنگ پرخاشگری
rowdyism incidents
حوادث پرخاشگری
rowdyism activities
فعالیتهای پرخاشگرانه
rowdyism response
واکنش به پرخاشگری
rowdyism issues
مشکلات پرخاشگری
rowdyism effects
اثرات پرخاشگری
rowdyism trends
روندهای پرخاشگری
rowdyism concerns
نگرانیهای مربوط به پرخاشگری
the event was marred by rowdyism among the attendees.
این رویداد با رفتارهای نامناسب و پر سر و صدا در میان حضار همراه بود.
rowdyism in the streets led to increased police presence.
رفتارهای نامناسب و پر سر و صدا در خیابانها منجر به افزایش حضور پلیس شد.
the school implemented strict rules to combat rowdyism.
مدارس قوانین سختگیرانه ای را برای مقابله با رفتارهای نامناسب و پر سر و صدا اجرا کردند.
rowdyism can disrupt public events and create chaos.
رفتارهای نامناسب و پر سر و صدا می تواند رویدادهای عمومی را مختل کرده و هرج و مرج ایجاد کند.
parents were concerned about the rowdyism at the party.
والدین در مورد رفتارهای نامناسب و پر سر و صدا در مهمانی نگران بودند.
efforts to reduce rowdyism in schools have been successful.
تلاشها برای کاهش رفتارهای نامناسب و پر سر و صدا در مدارس موفقیتآمیز بوده است.
rowdyism among fans can lead to dangerous situations.
رفتارهای نامناسب و پر سر و صدا در میان طرفداران می تواند منجر به موقعیت های خطرناک شود.
the community organized a meeting to address rowdyism.
جامعه یک جلسه برای رسیدگی به رفتارهای نامناسب و پر سر و صدا برگزار کرد.
rowdyism at the concert resulted in several arrests.
رفتارهای نامناسب و پر سر و صدا در کنسرت منجر به دستگیری چند نفر شد.
local authorities are taking measures to prevent rowdyism.
مقامات محلی اقداماتی را برای جلوگیری از رفتارهای نامناسب و پر سر و صدا انجام می دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید