rozzer on duty
تعطیلات روز
rozzer in blue
روز در آبی
rozzer patrol
گشت زرر
rozzer arrest
دستگیری زرر
rozzer response
پاسخ زرر
rozzer chase
تعقیب زرر
rozzer report
گزارش زرر
rozzer squad
گروه زرر
rozzer backup
پشتیبانی زرر
rozzer call
تماس زرر
the rozzer arrived just in time to break up the fight.
گاردبان درست به موقع رسید تا درگیری را متوقف کند.
he was trying to avoid the rozzer after the incident.
او بعد از حادثه سعی می کرد از گاردبان دوری کند.
don't worry, the rozzer won't find out about our plan.
نگران نباشید، گاردبان از نقشه ما خبردار نخواهد شد.
she was scared when the rozzer knocked on her door.
او ترسید وقتی گاردبان به در او کوبید.
the rozzer gave him a warning for loitering.
گاردبان به او به دلیل ولگردی اخطار داد.
he always tries to charm the rozzer with his stories.
او همیشه سعی می کند با داستان هایش گاردبان را اغوا کند.
she was relieved when the rozzer left without any questions.
او از اینکه گاردبان بدون هیچ سوالی رفت، احساس راحتی کرد.
the rozzer was investigating the robbery in the neighborhood.
گاردبان سرقت در محله را بررسی می کرد.
he felt a chill when he saw the rozzer approaching.
وقتی دید که گاردبان نزدیک می شود، احساس لرزه کرد.
they joked about how the rozzer always seems to show up.
آنها شوخی می کردند در مورد اینکه گاردبان همیشه به نظر می رسد که ظاهر می شود.
rozzer on duty
تعطیلات روز
rozzer in blue
روز در آبی
rozzer patrol
گشت زرر
rozzer arrest
دستگیری زرر
rozzer response
پاسخ زرر
rozzer chase
تعقیب زرر
rozzer report
گزارش زرر
rozzer squad
گروه زرر
rozzer backup
پشتیبانی زرر
rozzer call
تماس زرر
the rozzer arrived just in time to break up the fight.
گاردبان درست به موقع رسید تا درگیری را متوقف کند.
he was trying to avoid the rozzer after the incident.
او بعد از حادثه سعی می کرد از گاردبان دوری کند.
don't worry, the rozzer won't find out about our plan.
نگران نباشید، گاردبان از نقشه ما خبردار نخواهد شد.
she was scared when the rozzer knocked on her door.
او ترسید وقتی گاردبان به در او کوبید.
the rozzer gave him a warning for loitering.
گاردبان به او به دلیل ولگردی اخطار داد.
he always tries to charm the rozzer with his stories.
او همیشه سعی می کند با داستان هایش گاردبان را اغوا کند.
she was relieved when the rozzer left without any questions.
او از اینکه گاردبان بدون هیچ سوالی رفت، احساس راحتی کرد.
the rozzer was investigating the robbery in the neighborhood.
گاردبان سرقت در محله را بررسی می کرد.
he felt a chill when he saw the rozzer approaching.
وقتی دید که گاردبان نزدیک می شود، احساس لرزه کرد.
they joked about how the rozzer always seems to show up.
آنها شوخی می کردند در مورد اینکه گاردبان همیشه به نظر می رسد که ظاهر می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید