rubrics

[ایالات متحده]/ˈruːbrɪks/
[بریتانیا]/ˈruːbrɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع) عناوین یا سرعنوان‌ها که به رنگ قرمز چاپ شده‌اند؛ یادداشت‌ها؛ دستورالعمل‌های مذهبی نوشته شده در قوانین عبادت؛ آداب و رسوم؛ (جمع) معیارهای ارزیابی؛ عناوین

عبارات و ترکیب‌ها

assessment rubrics

شاخص‌های ارزیابی

grading rubrics

شاخص‌های نمره‌دهی

rubrics criteria

معیارهای ارزیابی

rubrics design

طراحی ارزیابی

rubrics feedback

بازخورد ارزیابی

rubrics assessment

ارزیابی

rubrics evaluation

ارزیابی

rubrics development

توسعه ارزیابی

rubrics implementation

اجرای ارزیابی

rubrics usage

نحوه استفاده از ارزیابی

جملات نمونه

the teacher provided clear rubrics for the assignment.

معلم دستورالعمل‌های واضحی برای تکلیف ارائه داد.

students should refer to the rubrics before submitting their work.

دانشجویان باید قبل از ارسال کار خود به دستورالعمل‌ها مراجعه کنند.

using rubrics can enhance the grading process.

استفاده از دستورالعمل‌ها می‌تواند فرآیند نمره‌دهی را بهبود بخشد.

the rubrics outlined the criteria for evaluation.

دستورالعمل‌ها معیارهای ارزیابی را مشخص کردند.

she modified the rubrics to better fit the project.

او دستورالعمل‌ها را برای تناسب بهتر با پروژه تغییر داد.

rubrics help ensure consistency in grading.

دستورالعمل‌ها به اطمینان از ثبات در نمره‌دهی کمک می‌کنند.

the instructor reviewed the rubrics with the class.

مدرس دستورالعمل‌ها را با کلاس بررسی کرد.

feedback based on rubrics can improve student performance.

بازخورد بر اساس دستورالعمل‌ها می‌تواند عملکرد دانش‌آموزان را بهبود بخشد.

rubrics can be used for self-assessment as well.

می‌توان از دستورالعمل‌ها برای خودارزیابی نیز استفاده کرد.

creating detailed rubrics takes time but is worth it.

ایجاد دستورالعمل‌های دقیق زمان می‌برد اما ارزشش را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید