ruddling around
چرخش در اطراف
ruddling through
چرخش از میان
ruddling up
بالا رفتن
ruddling off
خاموش شدن
ruddling about
در رفت و آمد
ruddling in
وارد شدن
ruddling out
خارج شدن
ruddling down
پایین رفتن
ruddling back
بازگشت
ruddling along
همراه با چرخیدن
ruddling the clay is essential for pottery making.
ورود دادن خاک رس برای ساختن گلدان ضروری است.
she enjoys ruddling the dough before baking.
او از ورز دادن خمیر قبل از پختن لذت می برد.
ruddling the paint can improve its texture.
ورود دادن رنگ می تواند بافت آن را بهبود بخشد.
he was ruddling the mixture to ensure even distribution.
او مخلوط را ورز می داد تا توزیع یکنواخت را تضمین کند.
ruddling the ingredients is a crucial step in cooking.
ورود دادن مواد یک مرحله حیاتی در آشپزی است.
the artist spent hours ruddling the canvas.
هنرمند ساعت ها بوم را ورز داد.
ruddling the soil helps aerate the garden.
ورود دادن خاک به هوادهی باغ کمک می کند.
before planting, ruddling the seeds is recommended.
قبل از کاشتن، توصیه می شود دانه ها را ورز داد.
ruddling the fabric can enhance its softness.
ورود دادن پارچه می تواند نرمی آن را افزایش دهد.
she learned the technique of ruddling from her grandmother.
او این تکنیک ورز دادن را از مادربزرگش یاد گرفت.
ruddling around
چرخش در اطراف
ruddling through
چرخش از میان
ruddling up
بالا رفتن
ruddling off
خاموش شدن
ruddling about
در رفت و آمد
ruddling in
وارد شدن
ruddling out
خارج شدن
ruddling down
پایین رفتن
ruddling back
بازگشت
ruddling along
همراه با چرخیدن
ruddling the clay is essential for pottery making.
ورود دادن خاک رس برای ساختن گلدان ضروری است.
she enjoys ruddling the dough before baking.
او از ورز دادن خمیر قبل از پختن لذت می برد.
ruddling the paint can improve its texture.
ورود دادن رنگ می تواند بافت آن را بهبود بخشد.
he was ruddling the mixture to ensure even distribution.
او مخلوط را ورز می داد تا توزیع یکنواخت را تضمین کند.
ruddling the ingredients is a crucial step in cooking.
ورود دادن مواد یک مرحله حیاتی در آشپزی است.
the artist spent hours ruddling the canvas.
هنرمند ساعت ها بوم را ورز داد.
ruddling the soil helps aerate the garden.
ورود دادن خاک به هوادهی باغ کمک می کند.
before planting, ruddling the seeds is recommended.
قبل از کاشتن، توصیه می شود دانه ها را ورز داد.
ruddling the fabric can enhance its softness.
ورود دادن پارچه می تواند نرمی آن را افزایش دهد.
she learned the technique of ruddling from her grandmother.
او این تکنیک ورز دادن را از مادربزرگش یاد گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید