rumpler machine
ماشین روامپلر
rumpler engine
موتور روامپلر
rumpler design
طراحی روامپلر
rumpler model
مدل روامپلر
rumpler system
سیستم روامپلر
rumpler technology
فناوری روامپلر
rumpler concept
مفهوم روامپلر
rumpler project
پروژه روامپلر
rumpler prototype
نمونه اولیه روامپلر
rumpler application
کاربرد روامپلر
the artist used a rumpler to create a unique texture in the painting.
هنرمند از یک رامپلر برای ایجاد یک بافت منحصربهفرد در نقاشی استفاده کرد.
she felt like a rumpler in the crowd, standing out with her bright outfit.
او احساس میکرد در میان جمعیت مانند یک رامپلر است، با لباسهای رنگارنگش خود را متمایز میکند.
the mechanic adjusted the rumpler to improve the engine's performance.
مکانیک رامپلر را تنظیم کرد تا عملکرد موتور را بهبود بخشد.
he bought a new rumpler for his workshop to enhance his crafting skills.
او یک رامپلر جدید برای کارگاه خود خرید تا مهارتهای ساخت خود را ارتقا دهد.
using a rumpler can significantly reduce noise in machinery.
استفاده از یک رامپلر میتواند به طور قابل توجهی نویز را در ماشینآلات کاهش دهد.
the sound of the rumpler filled the room as he worked on the project.
صدای رامپلر اتاق را پر کرد در حالی که او روی پروژه کار میکرد.
she admired the craftsmanship of the rumpler displayed at the fair.
او از مهارت ساخت رامپلری که در نمایشگاه به نمایش گذاشته شده بود، تحسین کرد.
he learned how to operate a rumpler during his training session.
او یاد گرفت که چگونه یک رامپلر را در طول دوره آموزشی خود کار کند.
the rumpler's design was both functional and aesthetically pleasing.
طراحی رامپلر هم کاربردی و هم از نظر زیباییشناختی دلپذیر بود.
they decided to invest in a high-quality rumpler for their production line.
آنها تصمیم گرفتند یک رامپلر با کیفیت بالا برای خط تولید خود سرمایهگذاری کنند.
rumpler machine
ماشین روامپلر
rumpler engine
موتور روامپلر
rumpler design
طراحی روامپلر
rumpler model
مدل روامپلر
rumpler system
سیستم روامپلر
rumpler technology
فناوری روامپلر
rumpler concept
مفهوم روامپلر
rumpler project
پروژه روامپلر
rumpler prototype
نمونه اولیه روامپلر
rumpler application
کاربرد روامپلر
the artist used a rumpler to create a unique texture in the painting.
هنرمند از یک رامپلر برای ایجاد یک بافت منحصربهفرد در نقاشی استفاده کرد.
she felt like a rumpler in the crowd, standing out with her bright outfit.
او احساس میکرد در میان جمعیت مانند یک رامپلر است، با لباسهای رنگارنگش خود را متمایز میکند.
the mechanic adjusted the rumpler to improve the engine's performance.
مکانیک رامپلر را تنظیم کرد تا عملکرد موتور را بهبود بخشد.
he bought a new rumpler for his workshop to enhance his crafting skills.
او یک رامپلر جدید برای کارگاه خود خرید تا مهارتهای ساخت خود را ارتقا دهد.
using a rumpler can significantly reduce noise in machinery.
استفاده از یک رامپلر میتواند به طور قابل توجهی نویز را در ماشینآلات کاهش دهد.
the sound of the rumpler filled the room as he worked on the project.
صدای رامپلر اتاق را پر کرد در حالی که او روی پروژه کار میکرد.
she admired the craftsmanship of the rumpler displayed at the fair.
او از مهارت ساخت رامپلری که در نمایشگاه به نمایش گذاشته شده بود، تحسین کرد.
he learned how to operate a rumpler during his training session.
او یاد گرفت که چگونه یک رامپلر را در طول دوره آموزشی خود کار کند.
the rumpler's design was both functional and aesthetically pleasing.
طراحی رامپلر هم کاربردی و هم از نظر زیباییشناختی دلپذیر بود.
they decided to invest in a high-quality rumpler for their production line.
آنها تصمیم گرفتند یک رامپلر با کیفیت بالا برای خط تولید خود سرمایهگذاری کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید