clattering keys
صدای کل کل قفل ها
clattering dishes
صدای کل کل ظروف
clattering noise
صدای کل کل
clattering down
به پایین کل کل کردن
clattering around
کل کل کردن در اطراف
clattered loudly
با صدای بلند کل کل کرد
clattering train
قطار کل کل
clattering metal
فلز کل کل
clattering footsteps
صدای کل کل قدم ها
clattering away
کل کل کردن و رفتن
the dishes were clattering in the sink after dinner.
پس از غذا، ظروف در ظرفشویی با صدای بلند پخش میشدند.
i heard a clattering noise coming from the kitchen.
من یک صدای بلند از آشپزخانه شنیدم.
the old window frames were clattering in the wind.
چهارچوب پنجرههای قدیمی در باد با صدای بلند پخش میشدند.
a clattering of pots and pans announced dinner was ready.
صدای بلند ظروف آشپزخانه اعلام کرد که غذا آماده شده است.
the train's wheels were clattering along the tracks.
چرخهای قطار در راهرو با صدای بلند پخش میشدند.
the children's toys were clattering on the wooden floor.
اوقات بازی کودکان روی زمین چوبی با صدای بلند پخش میشدند.
a clattering typewriter filled the room with a nostalgic sound.
ماشین نویسی با صدای بلند، اتاق را با صدای یادآوری پر کرد.
the falling rocks created a constant clattering sound.
سنگهای پرت شده صدای بلند و پیوستهای ایجاد کردند.
the clattering of the dominoes was surprisingly loud.
صدای بلند تکههای دومینو شگفتانگیز بود.
the clattering of silverware signaled the start of the meal.
صدای بلند ظروف فضیل، شروع غذا را اعلام کرد.
the clattering boxes were stacked high in the corner.
کارتنهای با صدای بلند در گوشه به طور بالا و پایینی پیچیده شده بودند.
clattering keys
صدای کل کل قفل ها
clattering dishes
صدای کل کل ظروف
clattering noise
صدای کل کل
clattering down
به پایین کل کل کردن
clattering around
کل کل کردن در اطراف
clattered loudly
با صدای بلند کل کل کرد
clattering train
قطار کل کل
clattering metal
فلز کل کل
clattering footsteps
صدای کل کل قدم ها
clattering away
کل کل کردن و رفتن
the dishes were clattering in the sink after dinner.
پس از غذا، ظروف در ظرفشویی با صدای بلند پخش میشدند.
i heard a clattering noise coming from the kitchen.
من یک صدای بلند از آشپزخانه شنیدم.
the old window frames were clattering in the wind.
چهارچوب پنجرههای قدیمی در باد با صدای بلند پخش میشدند.
a clattering of pots and pans announced dinner was ready.
صدای بلند ظروف آشپزخانه اعلام کرد که غذا آماده شده است.
the train's wheels were clattering along the tracks.
چرخهای قطار در راهرو با صدای بلند پخش میشدند.
the children's toys were clattering on the wooden floor.
اوقات بازی کودکان روی زمین چوبی با صدای بلند پخش میشدند.
a clattering typewriter filled the room with a nostalgic sound.
ماشین نویسی با صدای بلند، اتاق را با صدای یادآوری پر کرد.
the falling rocks created a constant clattering sound.
سنگهای پرت شده صدای بلند و پیوستهای ایجاد کردند.
the clattering of the dominoes was surprisingly loud.
صدای بلند تکههای دومینو شگفتانگیز بود.
the clattering of silverware signaled the start of the meal.
صدای بلند ظروف فضیل، شروع غذا را اعلام کرد.
the clattering boxes were stacked high in the corner.
کارتنهای با صدای بلند در گوشه به طور بالا و پایینی پیچیده شده بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید