rumpus

[ایالات متحده]/ˈrʌmpəs/
[بریتانیا]/ˈrʌmpəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مزاحمت یا هیاهوی پر سر و صدا.

عبارات و ترکیب‌ها

create a rumpus

ایجاد یک جنجال

rumpus room

اتاق جنجال

جملات نمونه

What’s all this rumpus about?

این همه جنجال و همهمه‌ سر چه چیز است؟

he caused a rumpus with his flair for troublemaking.

او با استعدادش در ایجاد دردسر، جنجالی به پا کرد.

The children caused a rumpus in the classroom.

کودکان در کلاس درس ایجاد هرج و مرج کردند.

The neighbors complained about the loud rumpus coming from the apartment.

همسایه‌ها در مورد جنجال بلندی که از آپارتمان به گوش می‌رسید شکایت کردند.

The party turned into a wild rumpus late into the night.

جشن تا دیروقت به یک همهمه‌ی وحشیانه تبدیل شد.

The dogs created a rumpus in the park.

سگ‌ها در پارک ایجاد هرج و مرج کردند.

The rumpus in the stadium was caused by rowdy fans.

همهمه‌ی در استادیوم ناشی از هواداران پر سر و صدا بود.

The students were scolded for creating a rumpus in the library.

دانشجویان به دلیل ایجاد همهمه‌ در کتابخانه توبیخ شدند.

The rumpus in the street drew a crowd of onlookers.

همهمه‌ی در خیابان باعث جذب تماشاچیان زیادی شد.

The sudden rumpus interrupted the peaceful atmosphere of the restaurant.

همهمه‌ی ناگهانی فضای آرام رستوران را مختل کرد.

The political debate turned into a heated rumpus between the candidates.

بحث سیاسی بین نامزدها به یک همهمه‌ی داغ تبدیل شد.

The rumpus caused chaos and confusion in the crowded market.

همهمه‌ باعث هرج و مرج و سردرگمی در بازار شلوغ شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید