runted

[ایالات متحده]/rʌnt/
[بریتانیا]/rʌnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیوان کوچک یا بی‌کیفیت؛ یکی از زایمان‌های خوک‌ها یا یک گوساله کوچک.

جملات نمونه

Stina la pennan påett runt bord i köket.

Stina la pennan påett runt bord i köket.

What are you talking about?!the biker says, disbelievingly. How could your little runt kill my Rottweiler?

чего می گویی؟! موتورسوار با ناباوری می‌گوید. توله کوچک شما چگونه توانست روتوایلر من را بکشد؟

The runt of the litter was always the smallest and weakest.

کوچکترین و ضعیف‌ترین عضو دسته همیشه کوچک و ضعیف بود.

The runt of the group was often picked on by the others.

عضو کوچک‌تر گروه اغلب مورد آزار دیگران قرار می‌گرفت.

Despite being the runt, he showed great determination and resilience.

با وجود اینکه کوچک‌ترین عضو بود، او عزم و تاب‌آوری زیادی نشان داد.

The runt of the team surprised everyone with their skills.

کوچک‌ترین عضو تیم همه را با مهارت‌های خود شگفت‌زده کرد.

The runt of the family always had to fight for attention.

کوچک‌ترین عضو خانواده همیشه باید برای جلب توجه می‌جنگید.

The runt of the litter eventually grew up to be the strongest.

کوچک‌ترین عضو دسته در نهایت به قوی‌ترین تبدیل شد.

She felt like the runt of the class, always struggling to keep up.

او احساس می‌کرد که کوچک‌ترین عضو کلاس است و همیشه برای هماهنگی تلاش می‌کند.

The runt of the siblings was often overlooked by their parents.

کوچک‌ترین عضو خواهر و برادرها اغلب مورد غفلت والدین قرار می‌گرفت.

The runt of the team surprised everyone by scoring the winning goal.

کوچک‌ترین عضو تیم همه را با به ثمر رساندن گل پیروزی شگفت‌زده کرد.

Being the runt of the litter didn't stop him from becoming a successful leader.

کوچک‌ترین بودن در دسته مانع از تبدیل شدن او به یک رهبر موفق نشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید