whelp

[ایالات متحده]/wɛlp/
[بریتانیا]/wɛlp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تولید کردن (پاپ)
n. یک سگ جوان یا پاپ
v. به پاپ‌ها زایمان کردن
vi. زایمان کردن (حیوانات)

عبارات و ترکیب‌ها

whelp it

کمک کن

whelp out

کمک کن بیرون

whelp away

دور شو

whelp here

اینجا کمک کن

whelp now

حالا کمک کن

whelp up

بالا بیا

whelp back

برگرد

whelp down

پایین بیا

whelp time

زمان کمک کن

whelp first

اول کمک کن

جملات نمونه

the whelp was playing with its siblings in the yard.

آن توله با خواهر و برادران خود در حیاط بازی می‌کرد.

she adopted a whelp from the local shelter.

او یک توله را از پناهگاه محلی به فرزندی پذیرفت.

the whelp's playful nature brings joy to the family.

طبع بازیگوشانه توله شادی را برای خانواده به ارمغان می‌آورد.

the mother dog watched over her whelp carefully.

مادر سگ توله خود را با دقت زیر نظر داشت.

training a whelp requires patience and consistency.

آموزش یک توله نیاز به صبر و ثبات دارد.

he was excited to see the whelp grow into a strong dog.

او از دیدن رشد توله به یک سگ قوی هیجان‌زده بود.

the whelp followed its owner everywhere.

توله همه جا به دنبال صاحب خود می‌رفت.

socializing a whelp is important for its development.

اجتماعی کردن یک توله برای رشد و تکامل آن مهم است.

the vet recommended vaccinations for the whelp.

پزشک دامپزشکی واکسیناسیون برای توله را توصیه کرد.

the whelp's first bath was a messy adventure.

اولین حمام توله یک ماجراجویی به‌هم‌ریخته بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید