rusticity

[ایالات متحده]/rʌsˈtɪs.ɪ.ti/
[بریتانیا]/rʌsˈtɪs.ɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت روستایی یا روستایی بودن؛ ویژگی‌ها یا سبک زندگی در حومه شهر

عبارات و ترکیب‌ها

rural rusticity

خشک و روستایی

rusticity charm

جذابیت روستایی

rusticity appeal

جاذبه روستایی

rusticity style

سبک روستایی

natural rusticity

خشک و طبیعی

rusticity design

طراحی روستایی

rusticity aesthetic

زیست‌شناسی روستایی

urban rusticity

خشکی شهری

rusticity elements

عناصر روستایی

rusticity features

ویژگی‌های روستایی

جملات نمونه

the rusticity of the countryside is charming.

سادگی و اصالت فضای روستایی جذاب است.

we appreciated the rusticity of the old farmhouse.

ما از سادگی و اصالت مزرعه قدیمی قدردانی کردیم.

her artwork captures the rusticity of rural life.

هنر او، سادگی و اصالت زندگی روستایی را به تصویر می‌کشد.

the restaurant's decor emphasizes rusticity.

دکوراسیون رستوران بر سادگی و اصالت تاکید دارد.

they chose rusticity over modernity for their wedding theme.

آنها برای تم عروسی خود، سادگی و اصالت را به جای مدرنیته انتخاب کردند.

rusticity can be found in handmade crafts.

سادگی و اصالت را می‌توان در صنایع دستی دست‌ساز یافت.

the cabin's rusticity made it feel cozy.

سادگی و اصالت کلبه باعث می‌شد احساس راحتی کنیم.

visitors love the rusticity of the mountain village.

بازدیدکنندگان عاشق سادگی و اصالت روستای کوهستانی هستند.

rusticity adds character to the landscape.

سادگی و اصالت به چشم انداز شخصیت می‌بخشد.

she decorates her home with items that reflect rusticity.

او خانه‌اش را با وسایلی که نشان‌دهنده سادگی و اصالت هستند تزئین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید