| جمع | rustinesses |
rustiness factor
عامل زنگ زدگی
rustiness issue
مشکل زنگ زدگی
rustiness test
آزمون زنگ زدگی
rustiness level
سطح زنگ زدگی
rustiness assessment
ارزیابی زنگ زدگی
rustiness problem
مشکل زنگ زدگی
rustiness concern
نگرانی در مورد زنگ زدگی
rustiness prevention
جلوگیری از زنگ زدگی
rustiness analysis
تجزیه و تحلیل زنگ زدگی
rustiness control
کنترل زنگ زدگی
his rustiness in playing the piano was evident after years of inactivity.
زنگزدگی او در نواختن پیانو پس از سالها عدم فعالیت آشکار بود.
after a long break, her rustiness in swimming was quite noticeable.
پس از یک وقفه طولانی، زنگزدگی او در شنا کاملاً قابل توجه بود.
the coach addressed the team's rustiness in their performance.
مربی به زنگزدگی تیم در عملکردشان پرداخت.
he worked hard to overcome his rustiness in speaking french.
او سخت تلاش کرد تا بر زنگزدگی خود در صحبت کردن به زبان فرانسه غلبه کند.
her rustiness in writing was apparent during the exam.
زنگزدگی او در نوشتن در طول امتحان آشکار بود.
to improve his rustiness, he practiced every day.
برای بهبود زنگزدگی خود، او هر روز تمرین میکرد.
the rustiness of his skills made it hard to keep up with the others.
زنگزدگی مهارتهای او باعث میشد که با دیگران همراه نباشد.
she felt the rustiness of her negotiation skills after the long hiatus.
او پس از وقفه طولانی، زنگزدگی مهارتهای مذاکره خود را احساس کرد.
rustiness in your coding can lead to errors in your project.
زنگزدگی در کدنویسی شما میتواند منجر به خطاهایی در پروژه شما شود.
his rustiness in basketball was evident during the game.
زنگزدگی او در بسکتبال در طول بازی آشکار بود.
rustiness factor
عامل زنگ زدگی
rustiness issue
مشکل زنگ زدگی
rustiness test
آزمون زنگ زدگی
rustiness level
سطح زنگ زدگی
rustiness assessment
ارزیابی زنگ زدگی
rustiness problem
مشکل زنگ زدگی
rustiness concern
نگرانی در مورد زنگ زدگی
rustiness prevention
جلوگیری از زنگ زدگی
rustiness analysis
تجزیه و تحلیل زنگ زدگی
rustiness control
کنترل زنگ زدگی
his rustiness in playing the piano was evident after years of inactivity.
زنگزدگی او در نواختن پیانو پس از سالها عدم فعالیت آشکار بود.
after a long break, her rustiness in swimming was quite noticeable.
پس از یک وقفه طولانی، زنگزدگی او در شنا کاملاً قابل توجه بود.
the coach addressed the team's rustiness in their performance.
مربی به زنگزدگی تیم در عملکردشان پرداخت.
he worked hard to overcome his rustiness in speaking french.
او سخت تلاش کرد تا بر زنگزدگی خود در صحبت کردن به زبان فرانسه غلبه کند.
her rustiness in writing was apparent during the exam.
زنگزدگی او در نوشتن در طول امتحان آشکار بود.
to improve his rustiness, he practiced every day.
برای بهبود زنگزدگی خود، او هر روز تمرین میکرد.
the rustiness of his skills made it hard to keep up with the others.
زنگزدگی مهارتهای او باعث میشد که با دیگران همراه نباشد.
she felt the rustiness of her negotiation skills after the long hiatus.
او پس از وقفه طولانی، زنگزدگی مهارتهای مذاکره خود را احساس کرد.
rustiness in your coding can lead to errors in your project.
زنگزدگی در کدنویسی شما میتواند منجر به خطاهایی در پروژه شما شود.
his rustiness in basketball was evident during the game.
زنگزدگی او در بسکتبال در طول بازی آشکار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید