corrode

[ایالات متحده]/kəˈrəʊd/
[بریتانیا]/kəˈroʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آسیب رساندن، تخریب کردن؛ فرسایش دادن، از بین بردن.

عبارات و ترکیب‌ها

metal corrodes

فلز زنگ می‌زند

rust and corrode

زنگ زدگی و خوردگی

corrode over time

در طول زمان دچار خوردگی می‌شود

corrode the surface

سطح آن دچار خوردگی می‌شود

جملات نمونه

Jealousy corroded his character.

حسادت شخصیت او را فرسوده کرد.

Rust has corroded the steel rails.

زنگ زدگی ریل‌های فولادی را فرسوده کرده است.

acid rain poisons fish and corrodes buildings.

باران اسیدی ماهی‌ها را مسموم کرده و ساختمان‌ها را فرسوده می‌کند.

the self-centred climate corrodes ideals and concerns about social justice.

فضای خودمحور ایده‌آل‌ها و نگرانی‌ها در مورد عدالت اجتماعی را فرسوده می‌کند.

Abstract: Chlorobromoisocy anuric acid is the one that corrodes chromatographic column when analyzed with GC or HPLC.

چکیده: اسید کلروبرومویزوآنیوریک ماده‌ای است که در هنگام تجزیه و تحلیل با GC یا HPLC ستون کروماتوگرافی را فرسوده می‌کند.

نمونه‌های واقعی

This metal cladding doesn't corrode and prevents any radioactive bits from escaping.

این پوشش فلزی دچار خوردگی نمی‌شود و از فرار هرگونه ذرات رادیواکتیو جلوگیری می‌کند.

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American June 2022 Collection

The metal has corroded (away) because of rust.

فلز به دلیل زنگ زدگی دچار خوردگی شده است.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

702. The abrupt corrupt man had the Xeroxed code corroded in the erosion episode.

702. آن مرد فاسد و ناگهانی، کد کپی شده را در جریان فرسایش دچار خوردگی کرد.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

And yet it had started to corrode.

با این حال، شروع به خوردگی کرده بود.

منبع: AP Listening Collection January 2015

The pandemic, by forcing many people to toil away at home, has probably corroded some of these co-operative arrangements.

همه‌گیری، با مجبور کردن بسیاری از مردم به کار کردن در خانه، احتمالاً برخی از این توافقات مشارکتی را دچار فرسایش کرده است.

منبع: The Economist (Summary)

Metals corrode. Plastics start to break down and disperse.

فلزات دچار خوردگی می‌شوند. پلاستیک‌ها شروع به تجزیه و پراکنده شدن می‌کنند.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

Lead pipes began to corrode, leaking into the water.

لوله های سرب شروع به خوردگی کردند و به آب نشت کردند.

منبع: CNN Selected January 2016 Collection

It can corrode, of course, in damp conditions, can't it?

البته، می تواند در شرایط مرطوب دچار خوردگی شود، نه؟

منبع: Yes, Minister Season 2

And once the shells do form, the acidic water also corrodes the shells.

و هنگامی که صدف ها شکل می گیرند، آب اسیدی نیز باعث خوردگی صدف ها می شود.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection July 2014

The gas is a hydrogen sulphide mix that corrodes every surface it lands on.

این گاز مخلوطی از سولفید هیدروژن است که هر سطحی را که روی آن فرود می آید، دچار خوردگی می کند.

منبع: Human Planet

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید