rustles

[ایالات متحده]/ˈrʌsəlz/
[بریتانیا]/ˈrʌsəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صداهای خش‌خش
v. سوم شخص مفرد از خش‌خشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

leaves rustles

برگ‌ها خش‌خش می‌کنند

wind rustles

باد خش‌خش می‌کند

grass rustles

چمن خش‌خش می‌کند

paper rustles

کاغذ خش‌خش می‌کند

fabric rustles

پارچه خش‌خش می‌کند

bush rustles

بوته خش‌خش می‌کند

clothes rustles

لباس‌ها خش‌خش می‌کنند

tree rustles

درخت خش‌خش می‌کند

windchime rustles

زنگوله‌ها خش‌خش می‌کنند

footsteps rustles

قدم‌ها خش‌خش می‌کنند

جملات نمونه

the leaves rustle in the gentle breeze.

برگ‌ها در نسیم ملایم خش‌خش می‌کنند.

she loves the sound of paper rustles when reading.

او عاشق صدای خش‌خش کاغذ هنگام خواندن است.

the wind rustles through the tall grass.

باد از میان علف‌های بلند عبور می‌کند و خش‌خش می‌کند.

as he walked, the dry leaves rustled under his feet.

همانطور که راه می‌رفت، برگ‌های خشک زیر پای او خش‌خش می‌کردند.

the rustles of the night made her feel uneasy.

خش‌خش‌های شب او را مضطرب می‌کرد.

they heard the rustles of animals in the bushes.

آنها صدای خش‌خش حیوانات را در بوته‌ها شنیدند.

the curtain rustles as the wind blows.

همانطور که باد می‌وزد، پرده خش‌خش می‌کند.

she paused, listening to the rustles around her.

او مکث کرد و به خش‌خش‌های اطرافش گوش داد.

the rustles of the fabric caught her attention.

خش‌خش پارچه توجه او را جلب کرد.

in the quiet forest, only the rustles of leaves could be heard.

در جنگل آرام، فقط خش‌خش برگ‌ها شنیده می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید