grumbles about
در مورد غر زدن
grumbles loudly
با صدای بلند غر زدن
grumbles quietly
به آرامی غر زدن
grumbles incessantly
به طور مداوم غر زدن
grumbles softly
به آرامی غر زدن
grumbles under breath
غر زدن زیر لب
grumbles to self
غر زدن به خود
grumbles in frustration
غر زدن از سر ناامیدی
grumbles at work
غر زدن سر کار
grumbles about rules
غر زدن درباره قوانین
the child grumbles about going to bed early.
بچه غرغر میکند در مورد زود خواب رفتن.
she always grumbles when it's time to clean the house.
او همیشه غرغر میکند وقتی وقت آن است که خانه را تمیز کنند.
he grumbles under his breath when things don't go his way.
او زیر لب غرغر میکند وقتی که همه چیز طبق خواسته او پیش نمیرود.
they grumble about the long wait at the restaurant.
آنها در مورد انتظار طولانی در رستوران غرغر میکنند.
the employees grumble about the new policy changes.
کارمندان در مورد تغییرات جدید سیاست غرغر میکنند.
my neighbor often grumbles about the noise from my music.
همسایه من اغلب در مورد صدای موسیقی من غرغر میکند.
she grumbles when her favorite show is canceled.
او غرغر میکند وقتی که برنامه مورد علاقهاش لغو میشود.
he grumbles at the traffic every morning on his way to work.
او هر صبح در راه رفتن به سر کار در مورد ترافیک غرغر میکند.
the students grumble about the amount of homework assigned.
دانشجویان در مورد میزان تکالیف تعیین شده غرغر میکنند.
she grumbles about the weather whenever it rains.
او در مورد آب و هوا هر زمان که باران میبارد غرغر میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید