rustproof

[ایالات متحده]/ˈrʌstpruːf/
[بریتانیا]/ˈrʌstpruːf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. (فلز) مقاوم در برابر زنگ زدگی

عبارات و ترکیب‌ها

rustproof coating

روکش ضد زنگ

rustproof materials

مواد ضد زنگ

rustproof finish

پوشش ضد زنگ

rustproof hardware

سخت‌افزار ضد زنگ

rustproof paint

رنگ ضد زنگ

rustproof tools

ابزار ضد زنگ

rustproof design

طراحی ضد زنگ

rustproof system

سیستم ضد زنگ

rustproof technology

فناوری ضد زنگ

rustproof solution

راه حل ضد زنگ

جملات نمونه

the new outdoor furniture is rustproof and durable.

تجهیزات فضای باز جدید ضد زنگ و بادوام هستند.

we need to buy rustproof nails for the construction project.

ما نیاز داریم میخ های ضد زنگ برای پروژه ساخت و ساز بخریم.

rustproof coatings can significantly extend the life of metal objects.

روکش های ضد زنگ می توانند به طور قابل توجهی عمر اشیاء فلزی را افزایش دهند.

the car's rustproof finish protects it from harsh weather.

روکش ضد زنگ خودرو از آن در برابر آب و هوای سخت محافظت می کند.

investing in rustproof materials is wise for coastal areas.

سرمایه گذاری در مواد ضد زنگ برای مناطق ساحلی عاقلانه است.

he chose a rustproof bicycle for his daily commute.

او یک دوچرخه ضد زنگ برای رفت و آمد روزانه خود انتخاب کرد.

rustproof tools are essential for any handyman.

ابزارهای ضد زنگ برای هر دستیار ضروری هستند.

the manufacturer guarantees that the product is rustproof.

تولید کننده تضمین می کند که محصول ضد زنگ است.

rustproof containers are perfect for storing food outdoors.

ظروف ضد زنگ برای نگهداری مواد غذایی در فضای باز عالی هستند.

she prefers rustproof jewelry for its longevity.

او ترجیح می دهد جواهرات ضد زنگ به دلیل طول عمر آن.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید